در مورد مسلمانان در حفاظت و صرفه‌جویی در صرف این ماده با ارزش نیاز به ایجاد فرهنگ جدیدی نیست چرا كه رعایت همه این موارد در تعالیم مقدس اسلامی گنجانده شده است و آنان موظف به اجرای آنها می‌باشند. در آموزه‌های زندگی‌ساز اسلام، اسراف كلاً ممنوع است و این ممنوعیت همه ابعاد زندگی انسان را فرا می‌گیرد یعنی همه مردم در تمام شئون و در هر زمان و مكان موظفند اصل عدم اسراف را رعایت كنند. نعمتهای الهی امانتهایی هستند كه خداوند برای رشد و تعالی انسانها در اختیار آنها نهاده است پس بهره‌برداری از نعمتها باید همسو با اوامر الهی و در جهت سعادت جاودانی انسان باشد. پیامبر اسلام (ص) می‌فرمایند: «در مصرف آب باید صرفه‌جویی كرد حتی اگر به وفور یافت شود چرا كه حیوانات نیز حق استفاده از این آب را دارند». درسی كه از فرمایش آن حضرت می‌توان گرفت این است كه انسانها باید از نیازهای آبی دیگر مصرف‌كنندگان آگاه باشد و این باور، یعنی همان توسعه پایدار. برای نیل به این هدف باید پایگاه‌های ارتقاء آگاهی عمومی تشكیل شوند و باورها و ارزشهای دینی مصرف‌كنندگان مسلمان را متوجه این مطلب مهم سازند.

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 | 09:49 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

عنوان مقاله : تکریم ارباب رجوع و محرومان از دیدگاه قرآن و اسلام

بحث تکریم وجلب رضایت ارباب رجوع از مباحث بسیار مهم در سازمانها و ادارات می باشد و اگر ارباب رجوع به ادارات از محرومان جامعه باشد، اهمیت موضوع بیشتر مشخص می شود .تکریم وگرامی داشتن مردم درتمامی ادیان وفرهنگها جایگاه والایی دارد ودر اسلام نیز برآن تأکید ویژه ای شده است. برای یک کارمند یا مدیر مسلمان تکریم به ارباب رجوع نه بخاطر دستورالعمل و بخشنامه، بلکه به عنوان یک وظیفه انسانی و دینی تلقی می شود و باعث خشنودی خداوند خواهد شد.

در تکریم ارباب رجوع، پایبندی به اخلاق اسلامی، متصف بودن به صفت تقوا و خداترسی، خلوص نیت در انجام وظیفه، خوش رفتاری با ارباب رجوع، داشتن صبر و بردباری، برخورد توأم با تواضع و احترام با ارباب رجوع، مهر و محبت نسبت به ارباب رجوع، برخورداری از توانمندی و تخصص،رعایت عدل و انصاف، داشتن نظم و انضباط کاری، برنامه ریزی در کارها ورعایت اولویتها باید مورد توجه قرار گیرد و در قرآن و احادیث مختلف بسیاری نیز بر آن تأکید شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 | 09:42 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

عنوان مقاله : تکریم ارباب رجوع و محرومان از دیدگاه قرآن و اسلام

بحث تکریم وجلب رضایت ارباب رجوع از مباحث بسیار مهم در سازمانها و ادارات می باشد و اگر ارباب رجوع به ادارات از محرومان جامعه باشد، اهمیت موضوع بیشتر مشخص می شود .تکریم وگرامی داشتن مردم درتمامی ادیان وفرهنگها جایگاه والایی دارد ودر اسلام نیز برآن تأکید ویژه ای شده است. برای یک کارمند یا مدیر مسلمان تکریم به ارباب رجوع نه بخاطر دستورالعمل و بخشنامه، بلکه به عنوان یک وظیفه انسانی و دینی تلقی می شود و باعث خشنودی خداوند خواهد شد.

در تکریم ارباب رجوع، پایبندی به اخلاق اسلامی، متصف بودن به صفت تقوا و خداترسی، خلوص نیت در انجام وظیفه، خوش رفتاری با ارباب رجوع، داشتن صبر و بردباری، برخورد توأم با تواضع و احترام با ارباب رجوع، مهر و محبت نسبت به ارباب رجوع، برخورداری از توانمندی و تخصص،رعایت عدل و انصاف، داشتن نظم و انضباط کاری، برنامه ریزی در کارها ورعایت اولویتها باید مورد توجه قرار گیرد و در قرآن و احادیث مختلف بسیاری نیز بر آن تأکید شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 | 09:42 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

آیکن دانلود داستان بعثت

ماجرای بعثت حضرت پیامبر، با نقل های متفاوتی روایت شده است. چه سخنی رساتر و شیرین تر از بیان امام هادی علیه السلام که می فرماید: «هنگامی که محمد صلی الله علیه و آله تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا می رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می نگریست و از آنچه می دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می افتاد و آن گاه با روشنی خاصی به عبادت خداوند مشغول می شد. چون به چهل سالگی رسید، خداوند، دل او را بهترین، روشن ترین و خاضع ترین دل ها یافت. در آن لحظه ها، جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: ای محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفرید. پس جبرئیل، رسالت خود را به انجام رسانید و به آسمان ها بالا رفت و محمد نیز از کوه فرود آمد. در این هنگام، خداوند، کوه ها، صخره ها و سنگلاخ ها را به سخن آورد، به گونه ای که به هر کدام می رسید، ادای احترام می کردند و می گفتند: السلام علیک یا حبیبَ اللّه ، السلام علیک یا ولیَّ اللّه ، السلام علیک یا رسولَ اللّه». (1)

شعر بعثت

ماه فرو ماند از جمال محمّد سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمّد
وعده دیدارِ هرکسی به قیامت لیله «اسرا» شب وصال محمّد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی آمده مجموع، در ظِلال محمّد
عرصه گیتی مجال همّت او نیست روز قیامت نگر مجال محمّد
و آن همه پیرایه بسته جنّت فردوس بو که قبولش کند، بلال محمّد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نِعال محمّد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد پیش دو ابروی چون هلال محمّد
چشم مرا، تا به خواب دید جمالش خواب نمی گیرد از خیال محمّد
«سعدی» اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمّد بس است و آل محمّد



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1394 | 11:50 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

 

 

آیکن دانلود داستان بعثت

ماجرای بعثت حضرت پیامبر، با نقل های متفاوتی روایت شده است. چه سخنی رساتر و شیرین تر از بیان امام هادی علیه السلام که می فرماید: «هنگامی که محمد صلی الله علیه و آله تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا می رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می نگریست و از آنچه می دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می افتاد و آن گاه با روشنی خاصی به عبادت خداوند مشغول می شد. چون به چهل سالگی رسید، خداوند، دل او را بهترین، روشن ترین و خاضع ترین دل ها یافت. در آن لحظه ها، جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: ای محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفرید. پس جبرئیل، رسالت خود را به انجام رسانید و به آسمان ها بالا رفت و محمد نیز از کوه فرود آمد. در این هنگام، خداوند، کوه ها، صخره ها و سنگلاخ ها را به سخن آورد، به گونه ای که به هر کدام می رسید، ادای احترام می کردند و می گفتند: السلام علیک یا حبیبَ اللّه ، السلام علیک یا ولیَّ اللّه ، السلام علیک یا رسولَ اللّه». (1)

شعر بعثت

ماه فرو ماند از جمال محمّد                          سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست                      در نظر قدر با کمال محمّد
وعده دیدارِ هرکسی به قیامت                     لیله «اسرا» شب وصال محمّد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی              آمده مجموع، در ظِلال محمّد
عرصه گیتی مجال همّت او نیست                     روز قیامت نگر مجال محمّد
و آن همه پیرایه بسته جنّت فردوس               بو که قبولش کند، بلال محمّد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد               تا بدهد بوسه بر نِعال محمّد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد              پیش دو ابروی چون هلال محمّد
چشم مرا، تا به خواب دید جمالش              خواب نمی گیرد از خیال محمّد
«سعدی» اگر عاشقی کنی و جوانی     عشق محمّد بس است و آل محمّد



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1394 | 11:50 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

شهادت امام موسی کاظم,امام موسی کاظم,سالروز شهادت امام موسی کاظم

آیکن دانلود

کلیپ شهادت امام موسی بن جعفر کاظم (ع)

آیکن دانلود

بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.

درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند.

جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.

* امام كاظم ‏علیه السلام: أبلِغ خَیراً و قُل خَیراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛

خیر برسان و سخن نیك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.

* امام كاظم ‏علیه السلام: المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛

مصیبت براى شكیبا یكى است و براى ناشكیبا دوتا.

* امام كاظم‏ علیه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِیَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛

شكیبایى در عافیت بزرگ‏تر است از شكیبایى در بلا.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 | 07:49 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

شهادت امام موسی کاظم,امام موسی کاظم,سالروز شهادت امام موسی کاظم

 

 آیکن دانلود

 

کلیپ شهادت امام موسی بن جعفر کاظم (ع)

آیکن دانلود

بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.

درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند.

 جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.

 * امام كاظم ‏علیه السلام: أبلِغ خَیراً و قُل خَیراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛

خیر برسان و سخن نیك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.

 * امام كاظم ‏علیه السلام: المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛

مصیبت براى شكیبا یكى است و براى ناشكیبا دوتا.

 * امام كاظم‏ علیه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِیَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛

شكیبایى در عافیت بزرگ‏تر است از شكیبایى در بلا.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 | 07:49 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

حسن بن علی(ع) امام دوم شیعیان در نیمه رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شد. وی شبیه ترین مردم به جد بزرگوارش بود. نامگذاری وی توسط رسول خدا(ص) انجام شد. کنیه اش ابومحمد و مهم ترین لقبش سبط اکبر است. رسول اکرم(ص) دلبستگی شدید و محبت سرشاری نسبت به او و برادرش داشت.

مکارم و پسندیدگی رفتاری او زبانزد همگان بوده است. دشمنان سرسخت او مانند مروان بن حکم از بردباری و خردورزی او شگفت زده بودند.۱ با آنکه هنگام رحلت رسول الله(ص) هفت ساله بود، چند روایتی که از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است در منابع استوار و کتاب های مرجع و حدیث و فقه و سنن آمده است و آنها را پذیرفته و مورد عمل قرار داده اند. دعایی که در قنوت نماز رسول خدا(ص) به نوه خود آموزش داده بود، در مراجع بسیار کهن ثبت شده است و هم اینک در مسجدالحرام و مسجدالنبی در قنوت نماز وتر و قنوت نماز تراویح تلاوت می شود.۲ (متن دعا در ص ۱۹۸ کتاب امام حسن(ع) است.) همچنین روایت هایی از امام حسن(ع) نقل شده که اهل سنت طبق آن حکم و فتوا می دهند. سخنان کوتاه و حکمت آمیز و آمیزه های دل انگیز از امام(ع) در متون عرفانی و آثار صوفیانه است. آیات و احادیث بی شماری درباره این دو بزرگوار وجود دارد و نشان دهنده این است که آنان ترسیم کننده خطوط اسلام هستند و بقای اسلام به وجود این دو بزرگوار بستگی دارد.

استدعای پیامبر(ص) از پیشگاه خداوند که حسن و دوستداران او را دوست بدارد در حد تواتر نقل شده است.۳ حدیث معروف حسن و حسین(ع) دو سرور جوانان اهل بهشت اند، در حد تواتر در منابع حدیث اسلامی نقل شده است.۴ مکارم اخلاقی و زهد و پارسایی و عبادت و شیوه های انسانی امام حسن(ع) کم و بیش در کتب اخلاقی و عرفانی تالیف شده، آمده است.۵ بین ۱۵ تا ۲۵ بار حج انجام داده است که بیشتر آنان را با پای پیاده و گاهی برهنه طی کرده است.۶ ارزش والای اجتماعی اش چنان بود که چون از مرکب خود پایین آمده و پیاده راه می پیمود، همه مسافران کاروان به پاس او پیاده می شدند و امام(ع) به خاطر اینکه مردم اذیت نشوند، راه خود را به طرف مکه از بیراهه طی می کرد تا آنان آسوده و سوار بر مرکب خود حرکت کنند. زبیر بن بکار نوشته است پیامبر اکرم(ص) فرمودند؛ «من هیبت و سروری خود را به این پسرم ارزانی داشته ام.»۸ ادب برخورد و بزرگ منشی و رعایت آداب معاشرت امام حسن(ع) زبانزد همگان بود. مردی از راه رسید و کنار امام حسن(ع) نشست. امام(ع) به او فرمود؛ برادرجان پیش از آمدن تو قصد برخاستن و رفتن داشتم، اینک تو آمده یی و کنار من نشسته یی. آیا اجازه می فرمایی که برخیزم؟۹امام(ع) چنان بخشنده یی بود که به نوشته بسیاری از مآخذ کهن و میانی دوبار همه دارایی خود را در راه خدا انفاق کرد و سه بار دیگر نیمی از اموال خود را صدقه داد.

سالروز مجروح شدن امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دستجراح بن سنان

در این روز جراح بن سنان اسدى ملعون در ساباط مدائن با استفاده از تاریکى شب خنجر یا تیغى مسموم را به ران مبارک امام حسن مجتبى (علیه السلام ) زد که تا استخوان شکافت . آن حضرت از شدت درد دست در گردن او افکند و هر دو به زمین افتادند. دوستان حضرت آن ملعون را کشتند و امام (علیه السلام ) را به خانه والى مدائن ، سعد بن مسعود (عموى مختار) بردند. سعد جراحى آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود

امام حسن مجتبی (علیه السلام):
«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.»
بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ات بینى حق است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.


تاريخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | 13:26 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

حسن بن علی(ع) امام دوم شیعیان در نیمه رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شد. وی شبیه ترین مردم به جد بزرگوارش بود. نامگذاری وی توسط رسول خدا(ص) انجام شد. کنیه اش ابومحمد و مهم ترین لقبش سبط اکبر است. رسول اکرم(ص) دلبستگی شدید و محبت سرشاری نسبت به او و برادرش داشت.

مکارم و پسندیدگی رفتاری او زبانزد همگان بوده است. دشمنان سرسخت او مانند مروان بن حکم از بردباری و خردورزی او شگفت زده بودند.۱ با آنکه هنگام رحلت رسول الله(ص) هفت ساله بود، چند روایتی که از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است در منابع استوار و کتاب های مرجع و حدیث و فقه و سنن آمده است و آنها را پذیرفته و مورد عمل قرار داده اند. دعایی که در قنوت نماز رسول خدا(ص) به نوه خود آموزش داده بود، در مراجع بسیار کهن ثبت شده است و هم اینک در مسجدالحرام و مسجدالنبی در قنوت نماز وتر و قنوت نماز تراویح تلاوت می شود.۲ (متن دعا در ص ۱۹۸ کتاب امام حسن(ع) است.) همچنین روایت هایی از امام حسن(ع) نقل شده که اهل سنت طبق آن حکم و فتوا می دهند. سخنان کوتاه و حکمت آمیز و آمیزه های دل انگیز از امام(ع) در متون عرفانی و آثار صوفیانه است. آیات و احادیث بی شماری درباره این دو بزرگوار وجود دارد و نشان دهنده این است که آنان ترسیم کننده خطوط اسلام هستند و بقای اسلام به وجود این دو بزرگوار بستگی دارد.

استدعای پیامبر(ص) از پیشگاه خداوند که حسن و دوستداران او را دوست بدارد در حد تواتر نقل شده است.۳ حدیث معروف حسن و حسین(ع) دو سرور جوانان اهل بهشت اند، در حد تواتر در منابع حدیث اسلامی نقل شده است.۴ مکارم اخلاقی و زهد و پارسایی و عبادت و شیوه های انسانی امام حسن(ع) کم و بیش در کتب اخلاقی و عرفانی تالیف شده، آمده است.۵ بین ۱۵ تا ۲۵ بار حج انجام داده است که بیشتر آنان را با پای پیاده و گاهی برهنه طی کرده است.۶ ارزش والای اجتماعی اش چنان بود که چون از مرکب خود پایین آمده و پیاده راه می پیمود، همه مسافران کاروان به پاس او پیاده می شدند و امام(ع) به خاطر اینکه مردم اذیت نشوند، راه خود را به طرف مکه از بیراهه طی می کرد تا آنان آسوده و سوار بر مرکب خود حرکت کنند. زبیر بن بکار نوشته است پیامبر اکرم(ص) فرمودند؛ «من هیبت و سروری خود را به این پسرم ارزانی داشته ام.»۸ ادب برخورد و بزرگ منشی و رعایت آداب معاشرت امام حسن(ع) زبانزد همگان بود. مردی از راه رسید و کنار امام حسن(ع) نشست. امام(ع) به او فرمود؛ برادرجان پیش از آمدن تو قصد برخاستن و رفتن داشتم، اینک تو آمده یی و کنار من نشسته یی. آیا اجازه می فرمایی که برخیزم؟۹امام(ع) چنان بخشنده یی بود که به نوشته بسیاری از مآخذ کهن و میانی دوبار همه دارایی خود را در راه خدا انفاق کرد و سه بار دیگر نیمی از اموال خود را صدقه داد.

سالروز مجروح شدن امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دست جراح بن سنان 

در این روز جراح بن سنان اسدى ملعون در ساباط مدائن با استفاده از تاریکى شب خنجر یا تیغى مسموم را به ران مبارک امام حسن مجتبى (علیه السلام ) زد که تا استخوان شکافت . آن حضرت از شدت درد دست در گردن او افکند و هر دو به زمین افتادند. دوستان حضرت آن ملعون را کشتند و امام (علیه السلام ) را به خانه والى مدائن ، سعد بن مسعود (عموى مختار) بردند. سعد جراحى آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود

 

امام حسن مجتبی (علیه السلام):
«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.»
بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ات بینى حق است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.


تاريخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | 13:26 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

روز ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ نیروهای ایرانی در ادامه عملیات بیت‌المقدس، منطقه شلمچه را از تصرف قوای بعثی عراق آزاد و خرمشهر را محاصره کردند. در این روز با آزادی شلمچه، اراضی آزاد شده توسط ایران حدود ۳۰۶۰ کیلومتر مربع محاسبه شد و تعداد هواپیماهای سرنگون شده دشمن به بیش از ۲۶ فروند رسید.

روزنامه اطلاعات در روز بیستم اردیبهشت ۶۱ در گزارشی با اعلام خبر آزادی شلمچه نوشت: «پیش از ظهر امروز در تماس با قرارگاه کربلا کسب اطلاع کرد که شهر مرزی شلمچه توسط نیروهای اسلام آزاد شد. طبق این گزارش نیروهای اسلام ساعت ۲۲ و ۴۵ دقیقه دیشب مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس با رمز «یا علی بن ابیطالب» را در جبهه جنوب آغاز کردند. نیروهای اسلام در این عملیات موفق شدند شهرک مرزی شلمچه را از لوث وجود صدامیان پاکسازی کنند و وارد این شهر شوند. در این پیروزی غرورآفرین هزار تن از مزدوران بعثی کشته و مجروح یا اسیر شدند و ده‌ها تانک و خودرو دشمن منهدم شد. هم اکنون نیروهای اسلام در تعقیب باقی‌مانده نیروهای مزدور و شکست خورده بعثی هستند و با عزمی استوار آماده آزادسازی خرمشهر می‌شوند.

در سومین مرحله از عملیات موفقیت‌آمیز بیت‌المقدس که ساعت ۱۰:۴۵ دقیقه شب گذشته با یورش قهرمانانه سپاهیان سلحشور توحید آغاز شد، شلمچه آزاد شد و خرمشهر به محاصره کامل رزمندگان اسلام درآمد. به گزارش خبرنگاران خبرگزاری جمهوری اسلامی از خطوط مقدم جبهه در پی محاصره کامل خرمشهر دو تیپ ارتش مزدور عراق در محاصره و تیررس قوای اسلام قرار گرفته، شلمچه نیز آزاد گردید. بنابراین گزارش محاصره شدگان بعثی راهی جز هلاکت و تسلیم در برابر نیروهای اسلام ندارند زیرا به دلیل محاصره کامل بندر خرمشهر هرگونه راه فرار و تدارکات بر روی آنان بسته شده است.

مدافعان اسلام با وارد آمدن ضربات و تلفات سنگینی به دشمن متجاوز و شکست خورده موفق شدند این نقطه مرزی را آزاد و حلقه محاصره را تنگ‌تر نمایند و همچنان به پیشروی خود به سوی خونین‌شهر ادامه دهند. در این عملیات تعداد زیادی از قوای کفر به هلاکت رسیده و یا زخمی شده‌اند و عده‌ای نیز به اسارت سپاه اسلام در آمده‌اند.»

در این مرحله از عملیات بیت‌المقدس، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط پدافندی‌اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان‌ها داده شود و بدین ترتیب عملیات آزادسازی خرمشهر دو هفته به تعویق افتاد. همچنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.

در این مقطع از جنگ، یک‌بار دیگر بر اثر تحولات صحنه نبرد، سیاست کشورهای غرب و شرق در مورد جنگ ایران و عراق تغییر کرد. برخی از آن‌ها حتی تلویحاً از لزوم پایان جنگ سخن گفتند. سقوط شلمچه در منطقه‌ای که نقطه قوت ارتش عراق محسوب می‌شد، آنان را به این نتیجه رسانده بود که احتمال سقوط خط‌های دیگر دفاعی، چندان دور از ذهن نیست. این پیش‌بینی خیلی زود و در پی فتح خرمشهر به حقیقت پیوست.



تاريخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | 13:24 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران