امام خميني(ره) پس از بازگشت پيروزمندانه به ميهن اسلامي ايران، در تهران اقامت نمودند تا پايه‏هاي حکومت اسلامي استقرار يابد. معظمٌ له پس از تشکيل دولت موقت و سامان‏يابي نسبي اوضاع کشور، بنا به وعده‏اي که داده بودند هجده روز پس از پيروزي انقلاب در تاريخ دهم اسفند 1357ش، به کانون انقلاب اسلامي، يعني قم عزيمت نمودند. اما آن حضرت، 11 ماه بعد در اثر ابتلا به بيماري قلبي، در دوم بهمن 1358ش، مجدداً به تهران بازگشتند و از آن پس، به علت ضرورت رهبري نظام اسلامي از نزديک و لزوم حضور ايشان در مرکز کشور، تا پايان عمر پر بار خويش در تهران اقامت گزيدند.



تاريخ : شنبه 11 بهمن 1393 | 09:43 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

امام خميني(ره) پس از بازگشت پيروزمندانه به ميهن اسلامي ايران، در تهران اقامت نمودند تا پايه‏هاي حکومت اسلامي استقرار يابد. معظمٌ له پس از تشکيل دولت موقت و سامان‏يابي نسبي اوضاع کشور، بنا به وعده‏اي که داده بودند هجده روز پس از پيروزي انقلاب در تاريخ دهم اسفند 1357ش، به کانون انقلاب اسلامي، يعني قم عزيمت نمودند. اما آن حضرت، 11 ماه بعد در اثر ابتلا به بيماري قلبي، در دوم بهمن 1358ش، مجدداً به تهران بازگشتند و از آن پس، به علت ضرورت رهبري نظام اسلامي از نزديک و لزوم حضور ايشان در مرکز کشور، تا پايان عمر پر بار خويش در تهران اقامت گزيدند.



تاريخ : شنبه 11 بهمن 1393 | 09:43 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)
میلاد امام حسن عسکری علیه السلام
نویسنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 85

ولادت امام عسگری علیه السلام

اغلب تاریخ نویسان معتقدند امام عسکری علیه السلام در سال 232 ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالی از عمر مبارکش نمی گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا تبعید شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خلیفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت این که در محل استقرار لشکریان حکومت ناگزیر به سکونت شده بودند، عسکریین علیه السلام (= دو عسکری) لقب یافته اند.

دوران امامت حضرت عسکری علیه السلام

امام یازدهم در سال 254 ق، به دنبال شهادت امام هادی علیه السلام و در حالی که بیش از 22 سال از عمر مبارک آن حضرت سپری نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال یعنی تا 26 سالگی به ارشاد و هدایت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 ق به دسیسه معتمد عباسی و در شهر سامرّا به شهادت رسیدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام به خاک سپرده شد که میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت چون پروانه به دور شمع وجودش می چرخد.

طلوع فرخنده

نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغ دار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راه بان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم های خسته دلان می فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می گوییم.

خورشید یازدهم

اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی. شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند. سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 09 بهمن 1393 | 08:41 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)
میلاد امام حسن عسکری علیه السلام
نویسنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 85

 

ولادت امام عسگری علیه السلام

اغلب تاریخ نویسان معتقدند امام عسکری علیه السلام در سال 232 ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالی از عمر مبارکش نمی گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا تبعید شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خلیفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت این که در محل استقرار لشکریان حکومت ناگزیر به سکونت شده بودند، عسکریین علیه السلام (= دو عسکری) لقب یافته اند.

دوران امامت حضرت عسکری علیه السلام

امام یازدهم در سال 254 ق، به دنبال شهادت امام هادی علیه السلام و در حالی که بیش از 22 سال از عمر مبارک آن حضرت سپری نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال یعنی تا 26 سالگی به ارشاد و هدایت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 ق به دسیسه معتمد عباسی و در شهر سامرّا به شهادت رسیدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام به خاک سپرده شد که میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت چون پروانه به دور شمع وجودش می چرخد.

طلوع فرخنده

نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغ دار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راه بان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم های خسته دلان می فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می گوییم.

خورشید یازدهم

اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی. شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند. سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!



ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 09 بهمن 1393 | 08:41 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)
05 بهمن | اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد

تاریخ ایرانی:روز ۵ بهمن ۱۳۵۸ به فاصله یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شد. این انتخابات در شرایطی برگزار شد که دولت موقت مهندس مهدی بازرگان استعفا داده و مدیریت نظام به شورای انقلاب محول شده بود.

گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداهای احتمالی این انتخابات که سیستم جمهوری را رسمیت می‌بخشید، از ماه‌ها قبل آغاز شده بود اما در تاریخ ۴ دی ماه ۱۳۵۸ بود که برای اولین بار روزنامه کیهان در گمانه‌زنی‌های خود در مورد کاندیداهای احتمالی از بنی‌صدر، قطب‌زاده، بازرگان و غلامحسین صدیقی به عنوان داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نام برد.

از آن پس گروه‌های سیاسی وارد میدان رقابت شدند و با انتشار بیانیه‌هایی، نامزد منتخب خود را به مردم معرفی و ضمن برشمردن اوصاف و شایستگی‌های او، خواستار حمایت مردم از نامزد مورد نظرشان برای پیروزی در انتخابات شدند. ابوالحسن بنی‌صدر، وزیر اقتصاد و دارایی نیز در همین ایام به صورت تلویحی اعلام کرد که ظرف چند روز آینده، رسماً دست به فعالیت انتخاباتی خواهد زد. روزنامه‌های مختلف آن زمان به ویژه کیهان و اطلاعات در یک ماه منتهی به برگزاری انتخابات پر از آگهی‌ها، مصاحبه‌ها و گزارش میتینگ‌های تبلیغاتی نامزدهای متعدد اولین انتخابات ریاست‌ جمهوری بودند.

در روز نهم دی‌ماه خبر رسید که سیداحمد مدنی و ابوالحسن بنی‌صدر هر دو ستادهای انتخاباتی‌شان را راه‌اندازی کرده‌اند. ستاد انتخاباتی بنی‌صدر که به صورت دفتری برای هماهنگی شروع به کار کرد فردای آن روز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: بدون پرداختن توهین به دیگر نامزدها، تنها برنامه‌ها و اصول و عقاید و نظرات و شخصیت بنی‌صدر را به همگان معرفی می‌کنیم.

در همین روزها بود که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم پس از چند نشست ابوالحسن بنی‌صدر را کاندیدای ریاست جمهوری اعلام کرد. البته بعدها مشخص شد که این توافق اولیه بوده و بخشی از جامعه مدرسین با این نظر موافق بوده‌اند و بالاخره پس از رایزنی‌های فراوان، از نظر اول خود عدول کرده و به نامزدی جلال‌الدین فارسی ابراز تمایل کردند. بازار شعارهای انتخاباتی داغ شد و بنی‌صدر مهم‌ترین برنامه‌های خود را وحدت ملی، بازسازی اقتصاد، امنیت و معنویت برشمرد.

جامعه روحانیت مبارز نیز در تاریخ ۱۲ دی ۵۸ بنی‌صدر را کاندیدای مورد حمایت خود معرفی کرد و در بیانیه‌ای دلایل خود را برای حمایت از این نامزد اینگونه برشمرد:

۱- رئیس‌جمهور باید در برابر تمام مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی خاضع و در اجرای آن ملتزم باشد.

۲- انقلاب اسلامی ایران مکتبی است و طرز تفکر رئیس‌جمهور باید مکتبی باشد.

۳- مراعات ضوابط اسلامی را در انتخاب همکاران خود ملتزم باشد.

۴- از هرگونه گرایش که با روح اسلام سازگار نیست، مبری باشد.

۵- در برابر اعمال تخریبی تبهکاران و دشمنان انقلاب اسلامی که به امنیت و تمامیت ارضی ایران لطمه وارد می‌کنند دارای موضع باشد.

۶- از اعمال روش‌های مستبدانه در برابر نمایندگان ملت به دور و از رهنمودهای امام امت الهام بگیرد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 04 بهمن 1393 | 12:49 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)
 
05 بهمن  |  اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد

تاریخ ایرانی: روز ۵ بهمن ۱۳۵۸ به فاصله یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شد. این انتخابات در شرایطی برگزار شد که دولت موقت مهندس مهدی بازرگان استعفا داده و مدیریت نظام به شورای انقلاب محول شده بود.

 

گمانه‌زنی‌ها درباره کاندیداهای احتمالی این انتخابات که سیستم جمهوری را رسمیت می‌بخشید، از ماه‌ها قبل آغاز شده بود اما در تاریخ ۴ دی ماه ۱۳۵۸ بود که برای اولین بار روزنامه کیهان در گمانه‌زنی‌های خود در مورد کاندیداهای احتمالی از بنی‌صدر، قطب‌زاده، بازرگان و غلامحسین صدیقی به عنوان داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نام برد.

 

از آن پس گروه‌های سیاسی وارد میدان رقابت شدند و با انتشار بیانیه‌هایی، نامزد منتخب خود را به مردم معرفی و ضمن برشمردن اوصاف و شایستگی‌های او، خواستار حمایت مردم از نامزد مورد نظرشان برای پیروزی در انتخابات شدند. ابوالحسن بنی‌صدر، وزیر اقتصاد و دارایی نیز در همین ایام به صورت تلویحی اعلام کرد که ظرف چند روز آینده، رسماً دست به فعالیت انتخاباتی خواهد زد. روزنامه‌های مختلف آن زمان به ویژه کیهان و اطلاعات در یک ماه منتهی به برگزاری انتخابات پر از آگهی‌ها، مصاحبه‌ها و گزارش میتینگ‌های تبلیغاتی نامزدهای متعدد اولین انتخابات ریاست‌ جمهوری بودند.

 

در روز نهم دی‌ماه خبر رسید که سیداحمد مدنی و ابوالحسن بنی‌صدر هر دو ستادهای انتخاباتی‌شان را راه‌اندازی کرده‌اند. ستاد انتخاباتی بنی‌صدر که به صورت دفتری برای هماهنگی شروع به کار کرد فردای آن روز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: بدون پرداختن توهین به دیگر نامزدها، تنها برنامه‌ها و اصول و عقاید و نظرات و شخصیت بنی‌صدر را به همگان معرفی می‌کنیم.

 

در همین روزها بود که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم پس از چند نشست ابوالحسن بنی‌صدر را کاندیدای ریاست جمهوری اعلام کرد. البته بعدها مشخص شد که این توافق اولیه بوده و بخشی از جامعه مدرسین با این نظر موافق بوده‌اند و بالاخره پس از رایزنی‌های فراوان، از نظر اول خود عدول کرده و به نامزدی جلال‌الدین فارسی ابراز تمایل کردند. بازار شعارهای انتخاباتی داغ شد و بنی‌صدر مهم‌ترین برنامه‌های خود را وحدت ملی، بازسازی اقتصاد، امنیت و معنویت برشمرد.

 

جامعه روحانیت مبارز نیز در تاریخ ۱۲ دی ۵۸ بنی‌صدر را کاندیدای مورد حمایت خود معرفی کرد و در بیانیه‌ای دلایل خود را برای حمایت از این نامزد اینگونه برشمرد:

۱- رئیس‌جمهور باید در برابر تمام مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی خاضع و در اجرای آن ملتزم باشد.

۲- انقلاب اسلامی ایران مکتبی است و طرز تفکر رئیس‌جمهور باید مکتبی باشد.

۳- مراعات ضوابط اسلامی را در انتخاب همکاران خود ملتزم باشد.

۴- از هرگونه گرایش که با روح اسلام سازگار نیست، مبری باشد.

۵- در برابر اعمال تخریبی تبهکاران و دشمنان انقلاب اسلامی که به امنیت و تمامیت ارضی ایران لطمه وارد می‌کنند دارای موضع باشد.

۶- از اعمال روش‌های مستبدانه در برابر نمایندگان ملت به دور و از رهنمودهای امام امت الهام بگیرد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 04 بهمن 1393 | 12:49 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

سلیمان بن صرد و شیعیان کوفه حرکت خود را از سال 61ه ق آغاز کردند.وقتی امام حسین(ع) به شهادت رسید،سلیمان و مسیب بن نجبه فزاری،پشیمان شدند و به همراه گروه دیگر گفتند راه توبه و پشیمانی از آنچه که انجام داده ایم چیست؟

از این روی،بزرگانی از شیعه در خانه سلیمان جمع شدند،در این جمع مسیب بن نجبه آغاز سخن کرد و پس از او رفاعة بن شداد،سخنانی بیان کرده و در ادامه گفت: این کار را به پیر و یار پیامبر(ص)،سلیمان که شجاع،دین دار،دوراندیش و مورد اطمینان است بسپاریم،این سخن را می گویم و برای خودم وشما طلب مغفرت می کنم.عبدالله بن وال هم سخن گفت و از سابقه اسلام و از فرماندهی سلیمان اظهار خشنودی کرد.{تاریخ طبری،ج5ص552}.

لطفا بهادامه مطلببروید

وقتی سلیمان به عنوان رهبر قیام انتخاب شد،پس از حمد و ستایش خداوند،به سبب نعمت هایی که اعطا کرده،به یگانگی پروردگار و محمد فرستاده او شهادت داد و گفت از خداوند می ترسم که در این روزگار سخت،از بلای بزرگ و ستم برای عاقبت ما شیعیان خوب نباشد.ما منتظر آمدن خاندان پیامبرمان بودیم و به آنان وعده کمک دادیم و به آمدن به عراق ترغیبشان کردیم.اما وقتی آمدند سستی کرده و عاجز ماندیم و دورویی کردیم،کار را به امروز و فردا واگذاشتیم و در انتظار حادثه نشستیم تا آنکه فرزند پیامبرمان و باقی مانده او،پاره گوشت و خون او که یاری می خواست در کنار ما کشته شد،فاسقان وی را هدف تیر و نیزه ها قرار دادند و کشتند.سپس بر او تاختند و لباسش را ربودند.قیام کنید که خداوند از این کارتان خشمگین است و به سوی زنان و فرزندانتان برنگردید تا خداوند از شما خشنود شود.خشنودی خداوند به گرفتن انتقام خون حسین(ع) است تا در این راه کشته شود.از مرگ نترسید،سوگند به خدا هر کس از مرگ بترسد به ذلت و خواری می افتد.باید مثل بنی اسرائیل باشید که پیامبرشان به آنان گفت:« وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذَلِکُمْ خَیرٌ لَکُمْ عِنْدَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ(البقرة/54)
و زمانی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما با انتخاب گوساله (برای پرستش) به خود ستم کردید! پس توبه کنید؛ و به سوی خالق خود باز گردید! و خود را [=یکدیگر را] به قتل برسانید! این کار، برای شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذیرفت؛ زیرا که او توبه‌پذیر و رحیم است».
آنان چه کردند،زانو زدند و گردن کشیدند و راضی به قضای الهی شدند.اگر شما را دعوتی همانند آن قوم کنند چه خواهید کرد؟شمشیرها را تیز کنید،نیزه ها را آماده و آنچه می توانید نیرو و اسب تهیه کنید تا شما را دعوت به حرکت کنم.{تاریخ طبری،ج5ص554}.
سلیمان پیوسته هر جمعه سخن می گفت و یادآور می شد که ما خاندان پیامبر(ص) را دعوت کردیم،وعده یاری دادیم،ترغیب به آمدن کردیم،ولی وقتی آمدند ما سستی کرده نظاره گر کارها شدیم.بنابراین،باید قاتلان آنان را بکشیم تا خدا از ما راضی باشد.در نتیجه سلیمان گفت: هر کس قصد کمک و یاری کردن را دارد اموال خود را در اختیار عبدالله بن وال قرار دهد تا یاران را کمک کنیم.
سلیمان در نخستین اقدام خود،نامه ای مفصل به سعد بن حذیفه کا از جمله شیعیان و ساکن مدائن بود،نوشت و آن را به عبدالله بن مالک داد تا به سعد بدهد.وی در این نامه اشاره کرده که دنیا با خردمندان ناسازگاری دارد و در این حادثه ای که در بارۀ پسر دختر پیامبر(ص) رخ داد باید اندیشید که او را دعوت کردند ولی اجابتش نکردند و او را میان دشمنانش رها کردند که چه خطای بزرگی مرتکب شدند و از یاری امام خود بازماندند و او را به دشمنش واگذاشتند و کمکش نکردند،خطایی که با رهایی و توبه از آن فقط با کشتن قاتلان وی یا کشته شدند در راه وی پاک می شود.زمانی برای برادران تعین می شود تا در نخیله جمع شوید و شما را یارانی یافتم که با این کار شما،خداوند می خواهد تا شما توبه کنید که در این راه سختی ها،مشکلات،کشته شدن و مصادره اموال است.{تاریخ طبری،ج5ص556}.
سعد بن حذیفه جواب نامه سلیمان را داده و اعلام آمادگی کرد.وقتی سلیمان؛نامه سعد را قبرای یاران خود خواند،آنان خوشحال شدند.
سلیمان یک نسخه از نامه ای را که به سعد نوشته بود برای مثنی بن مخربه فرستاد و وی هم پاسخ مثبت به سلیمان داد و گفت:در موعد مقرر در محل تعیین شده حاضر می شویم.{همان}.


ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 | 08:22 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

سلیمان بن صرد و شیعیان کوفه حرکت خود را از سال 61ه ق آغاز کردند.وقتی امام حسین(ع) به شهادت رسید،سلیمان و مسیب بن نجبه فزاری،پشیمان شدند و به همراه گروه دیگر گفتند راه توبه و پشیمانی از آنچه که انجام داده ایم چیست؟

از این روی،بزرگانی از شیعه در خانه سلیمان جمع شدند،در این جمع مسیب بن نجبه آغاز سخن کرد و پس از او رفاعة بن شداد،سخنانی بیان کرده و در ادامه گفت: این کار را به پیر و یار پیامبر(ص)،سلیمان که شجاع،دین دار،دوراندیش و مورد اطمینان است بسپاریم،این سخن را می گویم و برای خودم وشما طلب مغفرت می کنم.عبدالله بن وال هم سخن گفت و از سابقه اسلام و از فرماندهی سلیمان اظهار خشنودی کرد.{تاریخ طبری،ج5ص552}.

لطفا به ادامه مطلب بروید

وقتی سلیمان به عنوان رهبر قیام انتخاب شد،پس از حمد و ستایش خداوند،به سبب نعمت هایی که اعطا کرده،به یگانگی پروردگار و محمد فرستاده او شهادت داد و گفت از خداوند می ترسم که در این روزگار سخت،از بلای بزرگ و ستم برای عاقبت ما شیعیان خوب نباشد.ما منتظر آمدن خاندان پیامبرمان بودیم و به آنان وعده کمک دادیم و به آمدن به عراق ترغیبشان کردیم.اما وقتی آمدند سستی کرده و عاجز ماندیم و دورویی کردیم،کار را به امروز و فردا واگذاشتیم و در انتظار حادثه نشستیم تا آنکه فرزند پیامبرمان و باقی مانده او،پاره گوشت و خون او که یاری می خواست در کنار ما کشته شد،فاسقان وی را هدف تیر و نیزه ها قرار دادند و کشتند.سپس بر او تاختند و لباسش را ربودند.قیام کنید که خداوند از این کارتان خشمگین است و به سوی زنان و فرزندانتان برنگردید تا خداوند از شما خشنود شود.خشنودی خداوند به گرفتن انتقام خون حسین(ع) است تا در این راه کشته شود.از مرگ نترسید،سوگند به خدا هر کس از مرگ بترسد به ذلت و خواری می افتد.باید مثل بنی اسرائیل باشید که پیامبرشان به آنان گفت:« وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذَلِکُمْ خَیرٌ لَکُمْ عِنْدَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ(البقرة/54)
و زمانی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما با انتخاب گوساله (برای پرستش) به خود ستم کردید! پس توبه کنید؛ و به سوی خالق خود باز گردید! و خود را [=یکدیگر را] به قتل برسانید! این کار، برای شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذیرفت؛ زیرا که او توبه‌پذیر و رحیم است».
آنان چه کردند،زانو زدند و گردن کشیدند و راضی به قضای الهی شدند.اگر شما را دعوتی همانند آن قوم کنند چه خواهید کرد؟شمشیرها را تیز کنید،نیزه ها را آماده و آنچه می توانید نیرو و اسب تهیه کنید تا شما را دعوت به حرکت کنم.{تاریخ طبری،ج5ص554}.
سلیمان پیوسته هر جمعه سخن می گفت و یادآور می شد که ما خاندان پیامبر(ص) را دعوت کردیم،وعده یاری دادیم،ترغیب به آمدن کردیم،ولی وقتی آمدند ما سستی کرده نظاره گر کارها شدیم.بنابراین،باید قاتلان آنان را بکشیم تا خدا از ما راضی باشد.در نتیجه سلیمان گفت: هر کس قصد کمک و یاری کردن را دارد اموال خود را در اختیار عبدالله بن وال قرار دهد تا یاران را کمک کنیم.
سلیمان در نخستین اقدام خود،نامه ای مفصل به سعد بن حذیفه کا از جمله شیعیان و ساکن مدائن بود،نوشت و آن را به عبدالله بن مالک داد تا به سعد بدهد.وی در این نامه اشاره کرده که دنیا با خردمندان ناسازگاری دارد و در این حادثه ای که در بارۀ پسر دختر پیامبر(ص) رخ داد باید اندیشید که او را دعوت کردند ولی اجابتش نکردند و او را میان دشمنانش رها کردند که چه خطای بزرگی مرتکب شدند و از یاری امام خود بازماندند و او را به دشمنش واگذاشتند و کمکش نکردند،خطایی که با رهایی و توبه از آن فقط با کشتن قاتلان وی یا کشته شدند در راه وی پاک می شود.زمانی برای برادران تعین می شود تا در نخیله جمع شوید و شما را یارانی یافتم که با این کار شما،خداوند می خواهد تا شما توبه کنید که در این راه سختی ها،مشکلات،کشته شدن و مصادره اموال است.{تاریخ طبری،ج5ص556}.
سعد بن حذیفه جواب نامه سلیمان را داده و اعلام آمادگی کرد.وقتی سلیمان؛نامه سعد را قبرای یاران خود خواند،آنان خوشحال شدند.
سلیمان یک نسخه از نامه ای را که به سعد نوشته بود برای مثنی بن مخربه فرستاد و وی هم پاسخ مثبت به سلیمان داد و گفت:در موعد مقرر در محل تعیین شده حاضر می شویم.{همان}.


ادامه مطلب
تاريخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 | 08:22 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)
شهید دشتی

سردار شهيد حسن دشتي از جمله شهداي والامقام و افتخار آفرين استان دارالعباده يزد است که براي اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي، درس شجاعت ، ايثار و فداکاري بر جاي گذاشته است .

مشخصات سردار شهيدحاج حسن دشتي

نام : حسن

نام خانوادگي :‌دشتي رحمت ابادي

نام پدر : جواد

تاريخ تولد :اسفند 1337

تاريخ شهادت :بهمن 1365

سن : 26 سال

محل شهادت : شلمچه

نحوه شهادت : بر اثر اصابت ترکش خمپاره

مدت نبرد : 6 سال

ميزان تحصيلات : دانشجو رشته فرماندهي عالي دانشگاه امام حسين (ع)

متاهل / مجرد : متاهل

تعداد فرزندان: 2 فرزند

عمليات هاي مهمي كه شركت داشته است :‌ شهيد در 32 عمليات شركت داشته است از جمله بدر، خيبر، والفجر مقدماتي , والفجر هشت، قدس پنج و کربلاي 1 و 2 و 3 و 4 و 5 ........

عملياتي كه در ان به شهادت رسيده است :‌ كربلاي 5

سمت شهيد : رئيس ستاد تيپ 18 الغدير سپاه

بخشي از وصيت نامه شهيد :

بسم رب شهدا و الصديقين

...جمهوري اسلامي شجره ي طيبه اي است كه از چشمه زلال اسلام سيراب و با اهداء خون هزاران خون انسانهاي شريف آبياري گرديده است امروز بدست ما سپرده شده و حراست و مراقبت از آن بر همه ي ما واجب و ضروري است .مردم شريف و قهرمان اين را بدانيد كه اسلام در خطر كفر است و دشمنان اسلام براي مقابله ي با آن جبهه اي گشودند.
بدانيد كه امروز روز آزمايش خداوندي است و اين مهم تكليف است كه از هيچ كس ساقط نمي شود...
مردم بدانيد كه مرگ حق است و قطعاٌ سراغ همه ي ما خواهد آمد چه خوب است كه خود انتخاب كني .

نه زندگي آنقدر شيرين است و نه مرگ آنقدر ترسناك كه آدمي شرافت و انسانيت خويش را زير پا نهد و از ترس مرگ در بستر بميرد پس بدانيد دنيا [محل] گذر است و مقر ماندن ديار ديگري است.

كمر همت ببنديد و دين خدا را ياري كنيد و شر اجانب را از كشور رسوا ا.. كوتاه نماييد و اين قرن ،قرن سرفرازي مستضعفين و قرن خفت و زبوني مستكبرين است . بدانيد استواري گامهايتان دنيا را به اعجاز كشانده و زورمندان را نا اميد و محرومين را اميدي دوباره بخشيده .با توكل به خدا و ايمان به پيروزي و حقانيت راهمان براي مجد و عظمت اسلام قيام مضاعف كنيد. نصرت خداوند با پبروزي نزديك است...



تاريخ : چهارشنبه 01 بهمن 1393 | 10:20 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)
شهید دشتی

سردار شهيد حسن دشتي از جمله شهداي والامقام و افتخار آفرين استان دارالعباده يزد است که براي اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي، درس شجاعت ، ايثار و فداکاري بر جاي گذاشته است .

 

مشخصات سردار شهيد حاج حسن دشتي

 نام : حسن

نام خانوادگي :‌دشتي رحمت ابادي

نام پدر : جواد

تاريخ تولد :اسفند 1337

تاريخ شهادت :بهمن 1365

سن : 26 سال

محل شهادت : شلمچه

نحوه شهادت : بر اثر اصابت ترکش خمپاره

مدت نبرد : 6 سال

ميزان تحصيلات : دانشجو رشته فرماندهي عالي دانشگاه امام حسين (ع)

متاهل / مجرد : متاهل

تعداد فرزندان: 2 فرزند

عمليات هاي مهمي كه شركت داشته است :‌ شهيد در 32 عمليات شركت داشته است از جمله بدر، خيبر، والفجر مقدماتي , والفجر هشت، قدس پنج و کربلاي 1 و 2 و 3 و 4 و 5 ........

 عملياتي كه در ان به شهادت رسيده است :‌ كربلاي 5

سمت شهيد : رئيس ستاد تيپ 18 الغدير سپاه

 

بخشي از وصيت نامه شهيد :

 بسم رب شهدا و الصديقين

...جمهوري اسلامي شجره ي طيبه اي است كه از چشمه زلال اسلام سيراب و با اهداء خون هزاران خون انسانهاي شريف آبياري گرديده است امروز بدست ما سپرده شده و حراست و مراقبت از آن بر همه ي ما واجب و ضروري است .مردم شريف و قهرمان اين را بدانيد كه اسلام در خطر كفر است و دشمنان اسلام براي مقابله ي با آن جبهه اي گشودند.
بدانيد كه امروز روز آزمايش خداوندي است و اين مهم تكليف است كه از هيچ كس ساقط نمي شود... 
مردم بدانيد كه مرگ حق است و قطعاٌ سراغ همه ي ما خواهد آمد چه خوب است كه خود انتخاب كني .

نه زندگي آنقدر شيرين است و نه مرگ آنقدر ترسناك كه آدمي شرافت و انسانيت خويش را زير پا نهد و از ترس مرگ در بستر بميرد پس بدانيد دنيا [محل] گذر است و مقر ماندن ديار ديگري است.

كمر همت ببنديد و دين خدا را ياري كنيد و شر اجانب را از كشور رسوا ا.. كوتاه نماييد و اين قرن ،قرن سرفرازي مستضعفين و قرن خفت و زبوني مستكبرين است . بدانيد استواري گامهايتان دنيا را به اعجاز كشانده و زورمندان را نا اميد و محرومين را اميدي دوباره بخشيده .با توكل به خدا و ايمان به پيروزي و حقانيت راهمان براي مجد و عظمت اسلام قيام مضاعف كنيد. نصرت خداوند با پبروزي نزديك است...

 



تاريخ : چهارشنبه 01 بهمن 1393 | 10:20 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران