
جنگ وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه کودکان فلسطینی
سخن از رژیم تروریستی اسراییل و تجاوزات و جنایات این رژیم در حق ملت حق جوی فلسطین است.تجاوز و جنایاتی که تمامی ابعاد زندگی این ملت حق جو و مظلوم را در بر گرفته است.رژیمی که تنها با زبان قتل، جنایت، ترور، اشغالگری و امثال اینها آشنایی دارد.در این تحقیق و پژوهش سعی بر این است که تلاشها و اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی علیه کودکان بیگناه و بی دفاع فلسطین مورد بررسی قرار گیرد.نیروهای امنیتی این رژیم از هیچ جنایتی همچون بازداشت، شکنجه و محروم کردن آنان از ابتداییترین امکانات بهداشتی و مواد غذایی سالم و کافی علیه کودکان کوتاهی نمیکنند.
برخورد نیروهای اشغالگران صهیونیستی در برابر کودکان فلسطینی چنان زننده و غیر انسانی است که گویا این نیروها با بمب هستهای و سلاح کشتار جمعی مواجهشدهاند که مارک کودک فلسطینی بر روی آن چسباندهاند!
به نوشته روزنامه اماراتی البیان، نیروهای اشغالگر صهیونیستی در سالهال انتفاضه الاقصی بیش از 350 کودک فلسطینی که حدود 13 الی 18 سال دارند، را باز داشت کرده و از آغاز و در خلال بازداشت نیز از هیچ اهانت، شکنجه، رفتار خشونتآمیز و غیر اخلاقی در زندانها و مراکز بازجویی کوتاهی نکرده است!
"مروان محمود حمد" و "اسلام سمور" از جمله صدها کودک فلسطینی هستند که از دوران کودکی بازداشت و از مواهب آزادی، تحصیل و محبت پدر و مادر محروم ماندهاند.این رژیم با شکنجه، بازداشت و سرکوب کودکان فلسطینی به جهانیان نشان میدهد که هرگز به قوانین بینالمللی و دلایل منطقی پایبند نبوده و به خواستههای جامعه بین المللی نیز در این خصوص اهمیتی قایل نخواهد بود.
دشمن صهیونیستی در پنجاه سال گذشته بویژه در سالهای اخیر و دوران انتفاضه فلسطینیان، کودکان و قشر جوان سرزمین فلسطین که آینده سازان این سرزمین هستند را هدف حقد و کین خود قرار داده است.
ادامه مطلب

جنگ وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه کودکان فلسطینی
سخن از رژیم تروریستی اسراییل و تجاوزات و جنایات این رژیم در حق ملت حق جوی فلسطین است.تجاوز و جنایاتی که تمامی ابعاد زندگی این ملت حق جو و مظلوم را در بر گرفته است.رژیمی که تنها با زبان قتل، جنایت، ترور، اشغالگری و امثال اینها آشنایی دارد.در این تحقیق و پژوهش سعی بر این است که تلاشها و اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی علیه کودکان بیگناه و بی دفاع فلسطین مورد بررسی قرار گیرد.نیروهای امنیتی این رژیم از هیچ جنایتی همچون بازداشت، شکنجه و محروم کردن آنان از ابتداییترین امکانات بهداشتی و مواد غذایی سالم و کافی علیه کودکان کوتاهی نمیکنند.
برخورد نیروهای اشغالگران صهیونیستی در برابر کودکان فلسطینی چنان زننده و غیر انسانی است که گویا این نیروها با بمب هستهای و سلاح کشتار جمعی مواجهشدهاند که مارک کودک فلسطینی بر روی آن چسباندهاند!
به نوشته روزنامه اماراتی البیان، نیروهای اشغالگر صهیونیستی در سالهال انتفاضه الاقصی بیش از 350 کودک فلسطینی که حدود 13 الی 18 سال دارند، را باز داشت کرده و از آغاز و در خلال بازداشت نیز از هیچ اهانت، شکنجه، رفتار خشونتآمیز و غیر اخلاقی در زندانها و مراکز بازجویی کوتاهی نکرده است!
"مروان محمود حمد" و "اسلام سمور" از جمله صدها کودک فلسطینی هستند که از دوران کودکی بازداشت و از مواهب آزادی، تحصیل و محبت پدر و مادر محروم ماندهاند.این رژیم با شکنجه، بازداشت و سرکوب کودکان فلسطینی به جهانیان نشان میدهد که هرگز به قوانین بینالمللی و دلایل منطقی پایبند نبوده و به خواستههای جامعه بین المللی نیز در این خصوص اهمیتی قایل نخواهد بود.
دشمن صهیونیستی در پنجاه سال گذشته بویژه در سالهای اخیر و دوران انتفاضه فلسطینیان، کودکان و قشر جوان سرزمین فلسطین که آینده سازان این سرزمین هستند را هدف حقد و کین خود قرار داده است.
ادامه مطلب
آسمونی : پس از پایان موفقتآمیز عملیات ثامنالائمه، پنج تن از فرماندهان رده بالای ارتش و سپاه جهت تقدیم گزارش به امام خمینی (ره) بوسیله یک فروند هواپیما ی سی ـ ۱۳۰ عازم تهران شدند.
هواپیما درساعت ۱۹:۵۹ روز هفتم مهرماه در جنوب غربی کهریزک دچار سانحه میشود و به علتی نامشخص هرچهار موتور هواپیما همزمان خاموش میشود .
خلبان تلاش میکند هواپیما را در همان منطقه به زمین بنشاند. چرخهای هواپیما بوسیله دستگیره دستی باز میشود و هواپیما در زمین ناهموار فرود میآید اما پس از طی مسافتی، در نقطهای متوقف و بال چپ هواپیما به زمین اصابت میکند.
هواپیما آتش میگیرد و ۴۹ نفر سرنشین آن از جمله ۵ تن از سرداران رشید اسلام به درجه شهادت نائل آمدند.
این ۵ شهید بزرگوار که در حال خدمت به میهن اسلامی به جوار رحمت حق تعالی شتافتند عبارت بودند از:
۱ـ سرلشکر فلاحی (رییس ستاد مشترک ارتش)
۲ـ سرلشکر سید موسی نامجو (وزیر دفاع)
۳ـ سرلشکر یوسف کلاهدوز (قائم مقام سپاه پاسداران)
۴ـ سرلشکر فکوری (مشاور جانشین رییس ستاد مشترک ارتش)
۵ـ سرلشکر جهانآرا (فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و آبادان)
آسمونی : پس از پایان موفقتآمیز عملیات ثامنالائمه، پنج تن از فرماندهان رده بالای ارتش و سپاه جهت تقدیم گزارش به امام خمینی (ره) بوسیله یک فروند هواپیما ی سی ـ ۱۳۰ عازم تهران شدند.
هواپیما درساعت ۱۹:۵۹ روز هفتم مهرماه در جنوب غربی کهریزک دچار سانحه میشود و به علتی نامشخص هرچهار موتور هواپیما همزمان خاموش میشود .
خلبان تلاش میکند هواپیما را در همان منطقه به زمین بنشاند. چرخهای هواپیما بوسیله دستگیره دستی باز میشود و هواپیما در زمین ناهموار فرود میآید اما پس از طی مسافتی، در نقطهای متوقف و بال چپ هواپیما به زمین اصابت میکند.
هواپیما آتش میگیرد و ۴۹ نفر سرنشین آن از جمله ۵ تن از سرداران رشید اسلام به درجه شهادت نائل آمدند.
این ۵ شهید بزرگوار که در حال خدمت به میهن اسلامی به جوار رحمت حق تعالی شتافتند عبارت بودند از:
۱ـ سرلشکر فلاحی (رییس ستاد مشترک ارتش)
۲ـ سرلشکر سید موسی نامجو (وزیر دفاع)
۳ـ سرلشکر یوسف کلاهدوز (قائم مقام سپاه پاسداران)
۴ـ سرلشکر فکوری (مشاور جانشین رییس ستاد مشترک ارتش)
۵ـ سرلشکر جهانآرا (فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و آبادان)

شهيد حجتالاسلام و المسلمين سيد عبدالكريم هاشمينژاد در سال 1311 ش در بهشهر متولد شد. وي پس از پايان تحصيلات ابتدائي در سن چهارده سالگي براي فراگيري علوم اسلامي به حوزه علميه آيتالله كوهستاني رفت و پس از چهار سال کسب فيض از محضر آن عالم بزرگ براي ادامه تحصيل راهي حوزه علميه قم شد. وي در قم در درس خارج فقه و اصول بزرگاني چون آيتاللهالعظمي بروجردي، امام خميني،، علامه طباطبايي و شهيد آيتالله محمد صدوقي حضور يافت. در سال 1340 ش ساكن مشهد مقدس شد و به تدريس فقه و اصول پرداخت. وي با تشکيل جلسات و سخنرانيهاي جذاب تبليغي نبرد خويش را با رژيم ستمشاهي آغاز كرد. براي اولين بار در شب پانزدهم خرداد 1342 ش دستگير شد و به مدت 41 روز در زندان موقت شهرباني (همين مکان) در بازداشت به سر برد. در سال 1351 ش از سوي ساواک ممنوعالمنبر شد، ولي او مخفيانه به فعاليتهاي خود ادامه داد. در سال 1354 ش در پي اعتراض به ضرب و شتم و کشتار طلاب و روحانيان قم و برپايي تظاهرات، دستگير و به دو سال حبس محکوم شد. در سال 1356 ش پس از آزادي، به علت از سرگيري مبارزات عليه رژيم، بار ديگر دستگير و زنداني شد. پس از آزادي، مأموران ساواک بارها با مواد منفجره قصد ترور او را داشتند كه موفق نشدند. شهيد هاشمينژاد با سخنرانيهاي شنيدني و نوشتههاي جذاب خود نقش مهمي در روشنگري اذهان مردم به ويژه نسل جوان داشت که با استقبال گسترده رو به رو شد و رژيم شاه انتشار برخي از کتابهاي ايشان از جمله کتاب «مناظره دکتر و پير» را ممنوع کرد.
پس از بازگشت پيروزمندانه امام خميني به ايران، هاشمينژاد قصد زيارت حضرت امام از مشهد به تهران آمد.
در بيست و دوم بهمن 1357 ش فرصتطلبان براي جمعآوري اسلحه قصد تعرض به پادگان و لشكر 77 خراسان را داشتند كه هاشمينژاد در حفظ نظم شهر و پادگان، نقش بسزايي داشت. ايشان به اتفاق آيتالله واعظ طبسي توانست پادگان مشهد و لشكر 77 خراسان را از دستبرد افراد فرصتطلب دور نگهدارد و مشهد را از ايجاد فتنهاي جديد حفظ نمايند.
اين شهيد بزرگوار در سال 1358 ش به دو كشور ليبي و سوريه و در سال 1359 ش به كشورهاي ژاپن و بنگلادش سفر كرد تا پيامرسان انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران باشد. حضور هاشمينژاد در مجلس خبرگان قانون اساسي و همچنين دبيركلي حزب جمهوري اسلامي در مشهد، گوشه ديگري از خدمات آن شهيد بزرگوار بود.
وي در هفتم مهر 1360 ش به دست گروهک منافقين (سازمان مجاهدين خلق) ترور شد و به فيض شهادت رسيد و پيکر مطهرش پس از تشييعي با شکوه در دارالزهد حرم مطهر امام رضا به خاک سپرده شد.

شهيد حجتالاسلام و المسلمين سيد عبدالكريم هاشمينژاد در سال 1311 ش در بهشهر متولد شد. وي پس از پايان تحصيلات ابتدائي در سن چهارده سالگي براي فراگيري علوم اسلامي به حوزه علميه آيتالله كوهستاني رفت و پس از چهار سال کسب فيض از محضر آن عالم بزرگ براي ادامه تحصيل راهي حوزه علميه قم شد. وي در قم در درس خارج فقه و اصول بزرگاني چون آيتاللهالعظمي بروجردي، امام خميني،، علامه طباطبايي و شهيد آيتالله محمد صدوقي حضور يافت. در سال 1340 ش ساكن مشهد مقدس شد و به تدريس فقه و اصول پرداخت. وي با تشکيل جلسات و سخنرانيهاي جذاب تبليغي نبرد خويش را با رژيم ستمشاهي آغاز كرد. براي اولين بار در شب پانزدهم خرداد 1342 ش دستگير شد و به مدت 41 روز در زندان موقت شهرباني (همين مکان) در بازداشت به سر برد. در سال 1351 ش از سوي ساواک ممنوعالمنبر شد، ولي او مخفيانه به فعاليتهاي خود ادامه داد. در سال 1354 ش در پي اعتراض به ضرب و شتم و کشتار طلاب و روحانيان قم و برپايي تظاهرات، دستگير و به دو سال حبس محکوم شد. در سال 1356 ش پس از آزادي، به علت از سرگيري مبارزات عليه رژيم، بار ديگر دستگير و زنداني شد. پس از آزادي، مأموران ساواک بارها با مواد منفجره قصد ترور او را داشتند كه موفق نشدند. شهيد هاشمينژاد با سخنرانيهاي شنيدني و نوشتههاي جذاب خود نقش مهمي در روشنگري اذهان مردم به ويژه نسل جوان داشت که با استقبال گسترده رو به رو شد و رژيم شاه انتشار برخي از کتابهاي ايشان از جمله کتاب «مناظره دکتر و پير» را ممنوع کرد.
پس از بازگشت پيروزمندانه امام خميني به ايران، هاشمينژاد قصد زيارت حضرت امام از مشهد به تهران آمد.
در بيست و دوم بهمن 1357 ش فرصتطلبان براي جمعآوري اسلحه قصد تعرض به پادگان و لشكر 77 خراسان را داشتند كه هاشمينژاد در حفظ نظم شهر و پادگان، نقش بسزايي داشت. ايشان به اتفاق آيتالله واعظ طبسي توانست پادگان مشهد و لشكر 77 خراسان را از دستبرد افراد فرصتطلب دور نگهدارد و مشهد را از ايجاد فتنهاي جديد حفظ نمايند.
اين شهيد بزرگوار در سال 1358 ش به دو كشور ليبي و سوريه و در سال 1359 ش به كشورهاي ژاپن و بنگلادش سفر كرد تا پيامرسان انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران باشد. حضور هاشمينژاد در مجلس خبرگان قانون اساسي و همچنين دبيركلي حزب جمهوري اسلامي در مشهد، گوشه ديگري از خدمات آن شهيد بزرگوار بود.
وي در هفتم مهر 1360 ش به دست گروهک منافقين (سازمان مجاهدين خلق) ترور شد و به فيض شهادت رسيد و پيکر مطهرش پس از تشييعي با شکوه در دارالزهد حرم مطهر امام رضا به خاک سپرده شد.
آغاز عمليات بزرگ ثامن الائمه و شكست حصر آبادان (1360 ش)

به فرمان امام خميني(ره)، رزمندگان دلير اسلام، در عملياتي سريع و هماهنگ عليه مواضع ارتش اشغالگر عراق، موفق به شكستن حلقه محاصره شهر آبادان شدند. اين شهر از ابتداي جنگ تحميلي به مدت حدود يك سال، در محاصره نيروهاي نظامي عراق بود و به خاطر وجود استحكامات متعدد دشمن، شكست محاصره آن بسيار دشوار به نظر ميرسيد. اما رزمندگان اسلام در عمليات ثامنالائمه با رشادت، اين محاصره را شكستند و اولين پيروزي بزرگ خود را در جنگ به ثبت رساندند. عمليات بزرگ ثامنالائمه با رمز نوراني "نصرُ من اللَّه و فتحٌ قريب" در جبهه جنوب و شمال آبادان در شرق رود كارون در وسعت 150 كيلومتر مربع از 5 مهر 1360، با هدف شكست حصر آبادان و با همكاري ارتش و سپاه انجام شد. بدين ترتيب، اولين همكاري سپاه و ارتش در اين عمليات و در مقياس وسيع به منصه ظهور رسيد و تحقق يافت. نتايج عمليات بزرگ ثامن الائمه: تلفات نيروي انساني دشمن: 1800 نفر اسير، 1500 تا 2000 نفر كشته و زخمي؛ ساير نتايج: آزادسازي 150 كيلومتر مربع از خاك ميهن اسلامي شامل دو جاده استراتژيك اهواز - آبادان و ماهشهر - آبادان و خروج شهر آبادان از محاصره؛ تجهيزات و امكانات: تانك و نفربر: 90 دستگاه انهدامي و 160 دستگاه اغتنامي، خودرو: 100 دستگاه انهدامي و 150 دستگاه اغتنامي و... .

آغاز عمليات بزرگ ثامن الائمه و شكست حصر آبادان (1360 ش)

به فرمان امام خميني(ره)، رزمندگان دلير اسلام، در عملياتي سريع و هماهنگ عليه مواضع ارتش اشغالگر عراق، موفق به شكستن حلقه محاصره شهر آبادان شدند. اين شهر از ابتداي جنگ تحميلي به مدت حدود يك سال، در محاصره نيروهاي نظامي عراق بود و به خاطر وجود استحكامات متعدد دشمن، شكست محاصره آن بسيار دشوار به نظر ميرسيد. اما رزمندگان اسلام در عمليات ثامنالائمه با رشادت، اين محاصره را شكستند و اولين پيروزي بزرگ خود را در جنگ به ثبت رساندند. عمليات بزرگ ثامنالائمه با رمز نوراني "نصرُ من اللَّه و فتحٌ قريب" در جبهه جنوب و شمال آبادان در شرق رود كارون در وسعت 150 كيلومتر مربع از 5 مهر 1360، با هدف شكست حصر آبادان و با همكاري ارتش و سپاه انجام شد. بدين ترتيب، اولين همكاري سپاه و ارتش در اين عمليات و در مقياس وسيع به منصه ظهور رسيد و تحقق يافت. نتايج عمليات بزرگ ثامن الائمه: تلفات نيروي انساني دشمن: 1800 نفر اسير، 1500 تا 2000 نفر كشته و زخمي؛ ساير نتايج: آزادسازي 150 كيلومتر مربع از خاك ميهن اسلامي شامل دو جاده استراتژيك اهواز - آبادان و ماهشهر - آبادان و خروج شهر آبادان از محاصره؛ تجهيزات و امكانات: تانك و نفربر: 90 دستگاه انهدامي و 160 دستگاه اغتنامي، خودرو: 100 دستگاه انهدامي و 150 دستگاه اغتنامي و... .

صدور اولين قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل در خصوص جنگ عراق با ايران (1359 ش)
چهار روز پس از آغاز جنگ تحميلي، دبير كل سازمان ملل به شوراي امنيت پيشنهاد كرد مسأله را با فوريت رسيدگي كند. سرانجام اين جلسه در روزهاي چهارم تا ششم مهرماه آن سال تشكيل شد و طرح صدور قطعنامهاي در اين زمينه به اتفاق آرا تصويب شد، تا اين كه قطعنامه 479 به عنوان اولين قطعنامه شوراي امنيت درباره جنگ عراق با ايران صادر گرديد. در اين قطعنامه، ضمن اظهار نگراني عميق درباره وضعيت رو به گسترش جنگ ميان دو طرف، از ايران و عراق خواسته شده بود كه مناقشه خود را از راههاي مسالمتآميز و طبق اصول عدالت و حقوق بينالملل حل نمايند. در اين ميان، جمهوري اسلامي ايران در اظهار نظر راجع به اين قطعنامه، با اعلام نقض مكرّر عهدنامه 1975 الجزاير توسط عراق و قصد و نيت عراق به تشديد اقدامات خصمانه در مقابل خويشتنداري ايران، تصريح كرد كه عراق با برپا كردن يك جنگ تجاوزكارانه در داخل سرزمين ايران و حمله به مراكز حساس كشور براي جمهوري اسلامي، راهي جز دفاع از خود براي حفظ حاكميت جمهوري اسلامي باقي نگذارده است. جمهوري اسلامي ايران همچنين اعلام كرد مادام كه عراق، تماميت ارضي و حاكميت ما را زير پا گذاشته و مأموران عراق در داخل مرزهاي ما به اقدامات تجاوزكارانه و خرابكارانه مبادرت ميورزند، قطعنامه نميتواند مورد قبول ايران واقع شود و هيچ فايدهاي در مذاكره مستقيم يا غير مستقيم در مورد منازعه بين دو كشور نميبينيم. قطعنامه 479 به دليل آن كه هيچ اشارهاي به متجاوز و آغازگر جنگ نداشته و دو طرف را به يك اندازه مورد خطاب قرار داده، به عنوان ظالمانهترين و غيرعادلانهترين قطعنامه شورا در مورد جنگ عراق عليه ايران به شمار ميرود.

سقوط سوسنگرد توسط دشمن متجاوز بعثي (1359 ش)
در زمان جنگ ارتش عراق ۳ بار برای تصرف سوسنگرد تلاش کرد که با مقاومت شدید مردم مواجه گردید ولی در حمله سوم شهر در محاصره ارتش عراق قرار گرفت. با حمله عراق در ۳۱ شهريور، عناصر تيپ ۳ زرهي لشکر ۹۲ اهواز، مستقر در پاسگاه صفريه و سوبله، نتوانستند حملات دشمن را دفع کنند و به ناچار به عقب رانده شدند. لشکر ۹ مکانيزه عراق کم کم به محور سوبله، تنگه چزابه و ارتفاعات الله اکبر مي رسيد. عراقي ها موفق شدند روي رودخانه کرخه و رميم پل شناور نصب کنند. به اين ترتيب بستان به طور کامل سقوط کرد و عراقي ها از شمال و غرب وارد شهر شدند. آن ها با پيشروي در محور بستان – سوسنگرد اين شهر را از سمت غرب مورد تهديد قرار دادند. علاوه بر اين عراقي ها در جنوب کرخه و از محوه نشوه، کوشک، طلائيه و جفير وارد ايران شده و در اين محور رو به شمال پيشروي کرده و به کرانه جنوبي کرخه کور رسيده بودند. آنها با عبور از کرخه کور، به قصد تصرف حميديه و سوسنگرد در دو ستون پيشروي کردند. به حاشيه جنوبي حميديه و سوسنگرد رسيدند. دشمن پس از شکستن مقاومت مدافعان اندک ( پاسدار و ژاندارم ) آن در ۶ مهر ماه سوسنگرد را اشغال کرد.

عقب راندن دشمن از گيلانغرب (1359 ش)
در ادامه تجاوز ارتش رژيم بعث عراق به خاك ميهن اسلامي، لشكرهاي دشمن به قصد تسخير سر پل ذهاب و گيلانغرب به سوي اين شهرها حركت كردند كه با مقاومت نيروهاي مردمي مواجه شده و زمين گير شدند. دشمن پس از اين ناكامي، نيروهاي خود را براي تصرف نواحي خوزستان راهي جبهههاي جنوب نمود.
ادامه مطلب
صدور اولين قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل در خصوص جنگ عراق با ايران (1359 ش)
چهار روز پس از آغاز جنگ تحميلي، دبير كل سازمان ملل به شوراي امنيت پيشنهاد كرد مسأله را با فوريت رسيدگي كند. سرانجام اين جلسه در روزهاي چهارم تا ششم مهرماه آن سال تشكيل شد و طرح صدور قطعنامهاي در اين زمينه به اتفاق آرا تصويب شد، تا اين كه قطعنامه 479 به عنوان اولين قطعنامه شوراي امنيت درباره جنگ عراق با ايران صادر گرديد. در اين قطعنامه، ضمن اظهار نگراني عميق درباره وضعيت رو به گسترش جنگ ميان دو طرف، از ايران و عراق خواسته شده بود كه مناقشه خود را از راههاي مسالمتآميز و طبق اصول عدالت و حقوق بينالملل حل نمايند. در اين ميان، جمهوري اسلامي ايران در اظهار نظر راجع به اين قطعنامه، با اعلام نقض مكرّر عهدنامه 1975 الجزاير توسط عراق و قصد و نيت عراق به تشديد اقدامات خصمانه در مقابل خويشتنداري ايران، تصريح كرد كه عراق با برپا كردن يك جنگ تجاوزكارانه در داخل سرزمين ايران و حمله به مراكز حساس كشور براي جمهوري اسلامي، راهي جز دفاع از خود براي حفظ حاكميت جمهوري اسلامي باقي نگذارده است. جمهوري اسلامي ايران همچنين اعلام كرد مادام كه عراق، تماميت ارضي و حاكميت ما را زير پا گذاشته و مأموران عراق در داخل مرزهاي ما به اقدامات تجاوزكارانه و خرابكارانه مبادرت ميورزند، قطعنامه نميتواند مورد قبول ايران واقع شود و هيچ فايدهاي در مذاكره مستقيم يا غير مستقيم در مورد منازعه بين دو كشور نميبينيم. قطعنامه 479 به دليل آن كه هيچ اشارهاي به متجاوز و آغازگر جنگ نداشته و دو طرف را به يك اندازه مورد خطاب قرار داده، به عنوان ظالمانهترين و غيرعادلانهترين قطعنامه شورا در مورد جنگ عراق عليه ايران به شمار ميرود.

سقوط سوسنگرد توسط دشمن متجاوز بعثي (1359 ش)
در زمان جنگ ارتش عراق ۳ بار برای تصرف سوسنگرد تلاش کرد که با مقاومت شدید مردم مواجه گردید ولی در حمله سوم شهر در محاصره ارتش عراق قرار گرفت. با حمله عراق در ۳۱ شهريور، عناصر تيپ ۳ زرهي لشکر ۹۲ اهواز، مستقر در پاسگاه صفريه و سوبله، نتوانستند حملات دشمن را دفع کنند و به ناچار به عقب رانده شدند. لشکر ۹ مکانيزه عراق کم کم به محور سوبله، تنگه چزابه و ارتفاعات الله اکبر مي رسيد. عراقي ها موفق شدند روي رودخانه کرخه و رميم پل شناور نصب کنند. به اين ترتيب بستان به طور کامل سقوط کرد و عراقي ها از شمال و غرب وارد شهر شدند. آن ها با پيشروي در محور بستان – سوسنگرد اين شهر را از سمت غرب مورد تهديد قرار دادند. علاوه بر اين عراقي ها در جنوب کرخه و از محوه نشوه، کوشک، طلائيه و جفير وارد ايران شده و در اين محور رو به شمال پيشروي کرده و به کرانه جنوبي کرخه کور رسيده بودند. آنها با عبور از کرخه کور، به قصد تصرف حميديه و سوسنگرد در دو ستون پيشروي کردند. به حاشيه جنوبي حميديه و سوسنگرد رسيدند. دشمن پس از شکستن مقاومت مدافعان اندک ( پاسدار و ژاندارم ) آن در ۶ مهر ماه سوسنگرد را اشغال کرد.

عقب راندن دشمن از گيلانغرب (1359 ش)
در ادامه تجاوز ارتش رژيم بعث عراق به خاك ميهن اسلامي، لشكرهاي دشمن به قصد تسخير سر پل ذهاب و گيلانغرب به سوي اين شهرها حركت كردند كه با مقاومت نيروهاي مردمي مواجه شده و زمين گير شدند. دشمن پس از اين ناكامي، نيروهاي خود را براي تصرف نواحي خوزستان راهي جبهههاي جنوب نمود.
ادامه مطلب
