همه ساله در سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر، قلب ها به یاد آن پیروزی بزرگ به تپش می افتد و یاد و خاطره ایمان و رشادت دلیران عرصه دفاع مقدس، زنده می شود.

به گزارش «تابناک»؛ اینک در سی و پنجمین سالگرد فتح خرمشهر و به پاس دلاوری های فرزندان شجاع و رشید ایران، ما هم یادی می کنیم از آن حماسه باشکوه؛ حماسه آزادی خرمشهر عزیز.
اول

شهر با صداي انفجار آشناست، چون هرچند روزي ناگهان، بمبي منفجر مي‌شود. تفاوت نداشت در بازار يا خيابان يا اداره. تفاوت آن در اين بود كه گاهي زني كه براي خريد به بازار آمده بود و گاه كودكي كه از مدرسه برمي‌گشت تا خاطرات آن روز كلاس درس را به مادر بازگو كند، به ‌شهادت مي‌رسيد. در كنار انفجارات داخلي، صداهايي نيز از دورتر به گوش مي‌رسيد كه از جنس ديگر بود. از جنس نگاه چپ يك كشور همسايه به شهر و دياري كه بسياري از آنها با همسايه دوست و خويشاوند هستند.

شهر، كم‌كم، نگران مي‌شود...

خبر نزديك ‌شدن گام‌هاي سربازان با صداي گوشخراش شنی‌‌هاي تانك‌هايي كه به سوي شهر مي‌آيند درهم آميخته مي‌شود و مردم، ترديد ندارند كه آن نگاه چپ، دارد به فاجعه‌اي بدل مي‌شود كه بايد براي آن چاره‌اي انديشيد. در اين ميان، جوانان غيرتمند، دور سيدمحمد جهان‌آرا را گرفته‌اند و با او درباره آن نگاه چپ همسايه، به شور نشسته‌اند.
... اما هيچ‌كس باورش نمي‌شود كه جنگي برپا شود. و... بمباران‌هاي مهيب 31 شهريور و حمله‌هاي هوايي به ده‌ها پايگاه و فرودگاه و مراكز نظامي در كشور اين باور را محقق مي‌كند. يعني جنگ آغاز شده است... .

دوم

و همه برمي‌خيزند... جوان و پير، زن و مرد، كوچك و بزرگ، خرمشهري و غيرخرمشهري، روحاني و بازاري معلم و دانش‌آموز، كارگر و كشاورز، ارتشی و پاسدار و پليس و... شهر يكپارچه مي‌شود يكپارچه همت و اراده براي دفاعي از ناموس از خانه و كاشانه و از انقلابي كه تازه به پيروزي رسيده است. اما مظلوميت و غربت با همت و شجاعت درهم‌آميخته مي‌شود. نه سلاحي براي مقابله هست و نه كسي كه به او اميد بست. فقط وعده پشت وعده كه نگران نباشيد بگذاريد جلوتر بيايند؛ زمين مي‌دهيم و زمان مي‌گيريم!

همه‌ چيز، حكايت از فاجعه‌اي وحشتناك دارد. مردم كم‌كم مجبور مي‌شوند شهر را ترك كنند، زن‌ها و بچه‌ها به شهرهاي اطراف مي‌روند و مردها مي‌مانند و با «هيچ» از شهر دفاع مي‌كنند. خانه‌ها، سنگر مي‌شوند و پشت‌بام‌هايي كه فرو نريخته‌اند، ديدگاه ديدباني كوچه‌هايي كه با پوتين‌هاي زمخت بعثي، «نجس» شده‌اند. حالا ديگر تفاوت ندارد چه كسي و چگونه دفاع كند. دفاعي تا آخرين نفس. اخبار شهادت‌ها كه به مسجد جامع مي‌رسد، دل‌ها نگران‌تر مي‌شوند و چيز كمي نيست سي‌وچهار روز مقاومت.

و سرانجام، دست كج و نگاه چپ آن همسايه كار خودش را مي‌كند و خرمشهر، اشغال مي‌شود و خرمشهر، خونين‌شهر مي‌شود. از سقوط خرمشهر در آبان 1359 تا ارديبهشت 1361 مردم خرمشهر چه كشيدند، خدا مي‌داند و دل‌هايي كه براي ترنم موج‌هاي رودخانه كه با صداي اذان مسجدجامع درهم‌مي‌آميخت تنگ شده بود. خبر آغاز عمليات بيت‌المقدس، براي دل‌هاي شكسته، اميدواري مي‌دهد و كم‌كم بوي «پيروزي» در مشام جان هر خرمشهری مي‌پيچد. گوش‌ها به راديو و چشم‌ها به صفحه تلويزيون دوخته شده‌اند كه كي آن خبر خوش را خواهند داد؟!
سوم

مادران شهيد داده، پدران داغدار، همسران دلشكسته و كودكان و نوجوانان منتظر يك اتفاق اند. اتفاقي كه آرزويشان شده است. خرداد 61 از راه مي‌رسد و خبر از نزديكي رزمندگان به خرمشهر دارد.

قلب‌ها به تپش مي‌افتند و دست‌ها به آسمان بلند مي‌شوند...

ناگهان در ناگهاني از حيرت و غيرت، گوينده اخبار ساعت 14 ايران را به وجد مي‌آورد:
شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خونین شهر، شهر خون، آزاد شد...
... و ايران به پا مي‌خيزد به شادي و سرور و از مأذنه مسجدجامع خرمشهر پس از ماه‌ها خاموشي، آواي اذان طنين‌انداز مي‌شود؛ اذان پيروزي.

چهارم
سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به ‌يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.

در سومين روز از خرداد 1361 شهر خونين شهر دوباره به دامان ايران بازگشت و همگان با چشم خويش معجزه الهي را ديدند. آزادي خرمشهر، آرزوي هر ايراني بود كه هر لحظه آن را از خداوند تمنا مي‌كرد.

در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد.

آن روز لبخندها بر لب‌ها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشك‌ها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش مي‌باليد.

فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبهه‌ها دريغ نمي‌كردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبهه‌ها مي‌فرستادند. روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.



تاريخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396 | 10:48 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

همه ساله در سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر، قلب ها به یاد آن پیروزی بزرگ به تپش می افتد و یاد و خاطره ایمان و رشادت دلیران عرصه دفاع مقدس، زنده می شود.

 به گزارش «تابناک»؛ اینک در سی و پنجمین سالگرد فتح خرمشهر و به پاس دلاوری های فرزندان شجاع و رشید ایران، ما هم یادی می کنیم از آن حماسه باشکوه؛ حماسه آزادی خرمشهر عزیز.
 
اول
 

شهر با صداي انفجار آشناست، چون هرچند روزي ناگهان، بمبي منفجر مي‌شود. تفاوت نداشت در بازار يا خيابان يا اداره. تفاوت آن در اين بود كه گاهي زني كه براي خريد به بازار آمده بود و گاه كودكي كه از مدرسه برمي‌گشت تا خاطرات آن روز كلاس درس را به مادر بازگو كند، به ‌شهادت مي‌رسيد. در كنار انفجارات داخلي، صداهايي نيز از دورتر به گوش مي‌رسيد كه از جنس ديگر بود. از جنس نگاه چپ يك كشور همسايه به شهر و دياري كه بسياري از آنها با همسايه دوست و خويشاوند هستند.
 
شهر، كم‌كم، نگران مي‌شود...
 
خبر نزديك ‌شدن گام‌هاي سربازان با صداي گوشخراش شنی‌‌هاي تانك‌هايي كه به سوي شهر مي‌آيند درهم آميخته مي‌شود و مردم، ترديد ندارند كه آن نگاه چپ، دارد به فاجعه‌اي بدل مي‌شود كه بايد براي آن چاره‌اي انديشيد. در اين ميان، جوانان غيرتمند، دور سيدمحمد جهان‌آرا را گرفته‌اند و با او درباره آن نگاه چپ همسايه، به شور نشسته‌اند.
... اما هيچ‌كس باورش نمي‌شود كه جنگي برپا شود. و... بمباران‌هاي مهيب 31 شهريور و حمله‌هاي هوايي به ده‌ها پايگاه و فرودگاه و مراكز نظامي در كشور اين باور را محقق مي‌كند. يعني جنگ آغاز شده است... .

 
دوم
 

و همه برمي‌خيزند... جوان و پير، زن و مرد، كوچك و بزرگ، خرمشهري و غيرخرمشهري، روحاني و بازاري معلم و دانش‌آموز، كارگر و كشاورز، ارتشی و پاسدار و پليس و... شهر يكپارچه مي‌شود يكپارچه همت و اراده براي دفاعي از ناموس از خانه و كاشانه و از انقلابي كه تازه به پيروزي رسيده است. اما مظلوميت و غربت با همت و شجاعت درهم‌آميخته مي‌شود. نه سلاحي براي مقابله هست و نه كسي كه به او اميد بست. فقط وعده پشت وعده كه نگران نباشيد بگذاريد جلوتر بيايند؛ زمين مي‌دهيم و زمان مي‌گيريم!
 
همه‌ چيز، حكايت از فاجعه‌اي وحشتناك دارد. مردم كم‌كم مجبور مي‌شوند شهر را ترك كنند، زن‌ها و بچه‌ها به شهرهاي اطراف مي‌روند و مردها مي‌مانند و با «هيچ» از شهر دفاع مي‌كنند. خانه‌ها، سنگر مي‌شوند و پشت‌بام‌هايي كه فرو نريخته‌اند، ديدگاه ديدباني كوچه‌هايي كه با پوتين‌هاي زمخت بعثي، «نجس» شده‌اند. حالا ديگر تفاوت ندارد چه كسي و چگونه دفاع كند. دفاعي تا آخرين نفس. اخبار شهادت‌ها كه به مسجد جامع مي‌رسد، دل‌ها نگران‌تر مي‌شوند و چيز كمي نيست سي‌وچهار روز مقاومت.

 
و سرانجام، دست كج و نگاه چپ آن همسايه كار خودش را مي‌كند و خرمشهر، اشغال مي‌شود و خرمشهر، خونين‌شهر مي‌شود. از سقوط خرمشهر در آبان 1359 تا ارديبهشت 1361 مردم خرمشهر چه كشيدند، خدا مي‌داند و دل‌هايي كه براي ترنم موج‌هاي رودخانه كه با صداي اذان مسجدجامع درهم‌مي‌آميخت تنگ شده بود. خبر آغاز عمليات بيت‌المقدس، براي دل‌هاي شكسته، اميدواري مي‌دهد و كم‌كم بوي «پيروزي» در مشام جان هر خرمشهری مي‌پيچد. گوش‌ها به راديو و چشم‌ها به صفحه تلويزيون دوخته شده‌اند كه كي آن خبر خوش را خواهند داد؟!
 
سوم
 

مادران شهيد داده، پدران داغدار، همسران دلشكسته و كودكان و نوجوانان منتظر يك اتفاق اند. اتفاقي كه آرزويشان شده است. خرداد 61 از راه مي‌رسد و خبر از نزديكي رزمندگان به خرمشهر دارد.
 
قلب‌ها به تپش مي‌افتند و دست‌ها به آسمان بلند مي‌شوند...
 
ناگهان در ناگهاني از حيرت و غيرت، گوينده اخبار ساعت 14 ايران را به وجد مي‌آورد:
شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خونین شهر، شهر خون، آزاد شد...
... و ايران به پا مي‌خيزد به شادي و سرور و از مأذنه مسجدجامع خرمشهر پس از ماه‌ها خاموشي، آواي اذان طنين‌انداز مي‌شود؛ اذان پيروزي.

 
چهارم
 
سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به ‌يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.
 

در سومين روز از خرداد 1361 شهر خونين شهر دوباره به دامان ايران بازگشت و همگان با چشم خويش معجزه الهي را ديدند. آزادي خرمشهر، آرزوي هر ايراني بود كه هر لحظه آن را از خداوند تمنا مي‌كرد.

در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد.
 
آن روز لبخندها بر لب‌ها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشك‌ها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش مي‌باليد.
 
فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبهه‌ها دريغ نمي‌كردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبهه‌ها مي‌فرستادند. روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.



تاريخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396 | 10:48 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)
نام: محمد بن الحسن .
كنيه: ابوالقاسم.
امام زمان(ع) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شيعيان و بر پاكننده اولين حكومت واحده جهانى در دوره آخر الزمان.
تاريخ ولادت: نيمه شعبان سال 255 هجرى.
برخى روز تولد آن حضرت را هشتم شعبان و برخى ديگر 23 رمضان دانسته‏اند. سال تولد آن حضرت را نيز برخى 256 و برخى 258 دانسته‏اند.
محل تولد: سامرا (در سرزمين عراق كنونى).
نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).
نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى مليكه، دختر يشوعاى، فرزند قيصر روم است. برخى گفته‏اند كه نام وى صيقل مى‏باشد.
مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى» شهرت يافته است.
مدت «غيبت صغرى» از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى، به مدت 74 سال بوده است. و «غيبت كبرى» از سال 329 هجرى آغاز و تاكنون ادامه يافته است. اين غيبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد. در آن زمان، غيبتش به پايان مى‏رسد وحكومت اسلامى، در سراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مى‏گردد.
امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قيام كند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاكم على‏الاطلاق روى زمين خواهد گرديد كه مدت آن، در روايات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعيين شده است كه هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراين اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاكم مى‏گردد و سپس عمر اين جهان به پايان مى‏رسد و عالم قيامت آغاز مى‏گردد.


روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

Untitled 1 157 روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند. صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، نفوذ و استعمار ابرقدرت های غربی به رهبری آمریکا در ایران و بعد از آن در منطقه آسیای مرکزی به پایان رسید.
دشمن برای ضربه زدن به این پیروزی تاریخی، از یک طرف از اقدامات مسلحانه گروهک های ضد انقلابی که به دست خودش در غرب، شرق و شمال کشورنشانده بود، حمایت کرد و از طرف دیگر روزانه اقدام به ترور مسوولین بلند پایه نظام و همچنین مردم کوچه و بازار کرد تابا ناامن کردن جامعه به هدف خود که براندازی نظام جمهوری اسلامی بود نزدیک تر شود.
اقداماتی نظیر کودتای نوژه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و یا حمله آمریکا به طبس و تلاش برای ربودن گروگان های آمریکا در ایران، نشان دهنده اقدام آمریکا برای دخالت در سرنوشت سیاسی ملت ایران بود. این تلاش ها برای تضعیف انقلاب اسلام و نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت اما نتیجه آن مشت محکمی به اقدامات آمریکا و دخالت های آن بود.
سرانجام نهال نحیف انقلاب ایران با وجود سیل ها و طوفان های فراوان قد کشید و درختی تنومند شد.
آنچه را که می توان یکی از دستاوردهای مقاومت ایران اسلامی برشمرد، ایجاد یک تجربه ارزشمند و پرورش نیروی انسانی ورزیده در عرصه دفاعی، نظامی و امنیتی بود.
این دستاورد در طول سه دهه بعد، به مرحله ای رسید که نظام حاکم بر ایران از قوای نظامی پیشرفته به علاوه توان سخت افزاری مردن و کاملا بومی در عرصه دفاعی و تهاجمی برخوردار شد.
امنیت پایدار ایران اسلامی در طول بیش از سه دهه حیات خود متاثر از حمله ها و هجمه های نظامی واطلاعاتی بزرگترین و پیشرفته ترین سرویس های امنیتی دنیا بوده که حداقل در موضوع ایران اشتراک نظر و همکاری داشتند.
قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این هجمه ها به قدری است که امروز گروه های مخالف تحمل کوچکترین گزندها و به تبع آن واکنش های جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دستاوردهای خود می شناسند! به عنوان مثال بسیاری از گروه ها و سازمان های ضد انقلاب کوچکترین و اکنش های رسانه ای و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اهمیت و تاثیرگذاری خود گزارش کرده و در قبال آن از دولت های حامی خود طلب حمایت مالی وپشتیبانی دارند.
از سوی دیگر، بسیاری از مخالفین خارج نشین نیز در جریان پروژه های ضد اسلامی و ایرانی خود بی آنکه مطلع باشند در زیر چتر نظارت واشراف اطلاعاتی ایران فعالیت کرده و هر کجا که لازم باشد، پایانی مطابق با میل و اراده ایران را تجربه خواهند کرد.
نمونه ها و مصادیق این موارد را می توان در برخی اقدامات رسانه ای شده ضد انقلاب مشاهده نمود که در بسیاری از آنها بازیگران صحنه توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران فراتر از چند گروه تروریستی یا تشکل و سازمان ضد انقلاب بوده و نقش و حضور مستقیم سرویس های اطلاعاتی نظیر موساد، سیا، اینتلجنت سرویس در آنها مشهود است.
پروژه گوادالوپ 2 یکی از نمونه های اتحاد اپوزیسیون ایران با حضور عوامل و سرمایه گذاری مستقیم سرویس های اطلاعاتی معاند نظام ایران بود.
مقابله با فتنه و اغتشاشات 88، دستگیری ریگی سرکرده جندالشیطان، دستگیری تیم های ترور دانشمندان هسته ای، دستگیری و به هلاکت رساندن سرکردگان گروهک های تروریستی شرقی و غربی، آزادی مرزبانان، تعطیلی تعدادی از دفاتر شبکه های ماهواره ای غیر قانونی، انهدام یک باند قاچاق اعضای بدن انسان، آزادی گروگانه ها از چنگال اشرار و ضد انقلاب، ناکام گذاشتن شبکه بی بی سی در سرقت اسناد هنری، تاریخی و فرهنگی ایران، آزادسازی دیپلمات ربوده شده در یمن، هلاکت فرمانده سیاسی نظامی گروهک تروریستی انصارالفرقان و دستگیری سرشبکه بین المللی قاچاق مواد مخدر فقط بخشی از فعالیت ها و اقدامات سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در راستای حفظ نظام و صیانت از انقلاب اسلامی، با هدف ایجاد حس امنیت و آسایش مردم در مقابله با حجم وسیع تبلیغات رسانه های غربی به اطلاع مردم رسیده است.
چه بسا بسیاری از اقدامات و فعالیت هایی از این دست در حفظ و کنترل امنیت و تمامیت ارضی کشور به دلیل حفظ اسرار و شگردها یا جلوگیری از ایجاد اضطراب در جامعه بر اثر مشاهده حجم عظیم توطئه ها، هیچ گاه رسانه ای نشده و نمی شود.
بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند.
چرا که صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
عصری که در آن زندگی می کنیم عصری است که امنیت ملی از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
از آنجا که توسعه دارای ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است در نتیجه امنیت نیز از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
به عبارت دیگر، عوامل خطرساز و تهدید کننده امنیت ملی، متنوع و متکثرند. از این رو شناخت ابعاد و مولفه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تهدیدها بسیار اساسی و حیاتی است.
به همین جهت ضمن تبریک این روز ارزشمند به سربازان گمنام امام زمان (عج) آرزو می کنیم در همه این زمینه ها موفق و سربلند باشند تا پرچم جمهوری اسلامی ایران به سلامت به دست صاحبش روحی و اواح العالمین له الفداء برسد.



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 | 11:47 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)
نام: محمد بن الحسن .
كنيه: ابوالقاسم.
امام زمان(ع) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شيعيان و بر پاكننده اولين حكومت واحده جهانى در دوره آخر الزمان.
تاريخ ولادت: نيمه شعبان سال 255 هجرى.
برخى روز تولد آن حضرت را هشتم شعبان و برخى ديگر 23 رمضان دانسته‏اند. سال تولد آن حضرت را نيز برخى 256 و برخى 258 دانسته‏اند.
محل تولد: سامرا (در سرزمين عراق كنونى).
نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).
نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى مليكه، دختر يشوعاى، فرزند قيصر روم است. برخى گفته‏اند كه نام وى صيقل مى‏باشد.
مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى» شهرت يافته است.
مدت «غيبت صغرى» از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى، به مدت 74 سال بوده است. و «غيبت كبرى» از سال 329 هجرى آغاز و تاكنون ادامه يافته است. اين غيبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد. در آن زمان، غيبتش به پايان مى‏رسد وحكومت اسلامى، در سراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مى‏گردد.
امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قيام كند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاكم على‏الاطلاق روى زمين خواهد گرديد كه مدت آن، در روايات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعيين شده است كه هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراين اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاكم مى‏گردد و سپس عمر اين جهان به پايان مى‏رسد و عالم قيامت آغاز مى‏گردد.


روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

Untitled 1 157 روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند. صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد.  در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، نفوذ و استعمار ابرقدرت های غربی به رهبری آمریکا در ایران و بعد از آن در منطقه آسیای مرکزی به پایان رسید.
دشمن برای ضربه زدن به این پیروزی تاریخی، از یک طرف از اقدامات مسلحانه گروهک های ضد انقلابی که به دست خودش در غرب، شرق و شمال کشورنشانده بود، حمایت کرد و از طرف دیگر روزانه اقدام به ترور مسوولین بلند پایه نظام و همچنین مردم کوچه و بازار کرد تابا ناامن کردن جامعه به هدف خود که براندازی نظام جمهوری اسلامی بود نزدیک تر شود.
اقداماتی نظیر کودتای نوژه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و یا حمله آمریکا به طبس و تلاش برای ربودن گروگان های آمریکا در ایران، نشان دهنده اقدام آمریکا برای دخالت در سرنوشت سیاسی ملت ایران بود. این تلاش ها برای تضعیف انقلاب اسلام و نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت اما نتیجه آن مشت محکمی به اقدامات آمریکا و دخالت های آن بود.
سرانجام نهال نحیف انقلاب ایران با وجود سیل ها و طوفان های فراوان قد کشید و درختی تنومند شد.
آنچه را که می توان یکی از دستاوردهای مقاومت ایران اسلامی برشمرد، ایجاد یک تجربه ارزشمند و پرورش نیروی انسانی ورزیده در عرصه دفاعی، نظامی و امنیتی بود.
این دستاورد در طول سه دهه بعد، به مرحله ای رسید که نظام حاکم بر ایران از قوای نظامی پیشرفته به علاوه توان سخت افزاری مردن و کاملا بومی در عرصه دفاعی و تهاجمی برخوردار شد.
امنیت پایدار ایران اسلامی در طول بیش از سه دهه حیات خود متاثر از حمله ها و هجمه های نظامی واطلاعاتی بزرگترین و پیشرفته ترین سرویس های امنیتی دنیا  بوده که حداقل در موضوع ایران اشتراک نظر و همکاری داشتند.
قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این هجمه ها به قدری است که امروز گروه های مخالف تحمل کوچکترین گزندها و به تبع آن واکنش های جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دستاوردهای خود می شناسند! به عنوان مثال بسیاری از گروه ها و سازمان های ضد انقلاب کوچکترین و اکنش های رسانه ای و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اهمیت و تاثیرگذاری خود گزارش کرده و در قبال آن از دولت های حامی خود طلب حمایت مالی وپشتیبانی دارند.
از سوی دیگر، بسیاری از مخالفین خارج نشین نیز در جریان پروژه های ضد اسلامی و ایرانی خود بی آنکه مطلع باشند در زیر چتر نظارت واشراف اطلاعاتی ایران فعالیت کرده و هر کجا که لازم باشد، پایانی مطابق با میل و اراده ایران را تجربه خواهند کرد.
نمونه ها و مصادیق این موارد را می توان در برخی اقدامات رسانه ای شده ضد انقلاب مشاهده نمود که در بسیاری از آنها بازیگران صحنه توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران فراتر از چند گروه تروریستی یا تشکل و سازمان ضد انقلاب بوده و نقش و حضور مستقیم سرویس های اطلاعاتی نظیر موساد، سیا، اینتلجنت سرویس در آنها مشهود است.
پروژه گوادالوپ 2 یکی از نمونه های اتحاد اپوزیسیون ایران با حضور عوامل و سرمایه گذاری مستقیم سرویس های اطلاعاتی معاند نظام ایران بود.
مقابله با فتنه و اغتشاشات 88، دستگیری ریگی سرکرده جندالشیطان، دستگیری تیم های ترور دانشمندان هسته ای، دستگیری و به هلاکت رساندن سرکردگان گروهک های تروریستی شرقی و غربی، آزادی مرزبانان، تعطیلی تعدادی از دفاتر شبکه های ماهواره ای غیر قانونی، انهدام یک باند قاچاق اعضای بدن انسان، آزادی گروگانه ها از چنگال اشرار و ضد انقلاب، ناکام گذاشتن شبکه بی بی سی در سرقت اسناد هنری، تاریخی و فرهنگی ایران، آزادسازی دیپلمات ربوده شده در یمن، هلاکت فرمانده سیاسی نظامی گروهک تروریستی انصارالفرقان و دستگیری سرشبکه بین المللی قاچاق مواد مخدر فقط بخشی از فعالیت ها و اقدامات سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در راستای حفظ نظام و صیانت از انقلاب اسلامی، با هدف ایجاد حس امنیت و آسایش مردم در مقابله با حجم وسیع تبلیغات رسانه های غربی به اطلاع مردم رسیده است.
چه بسا بسیاری از اقدامات و فعالیت هایی از این دست در حفظ و کنترل امنیت و تمامیت ارضی کشور به دلیل حفظ اسرار و شگردها یا جلوگیری از ایجاد اضطراب در جامعه بر اثر مشاهده حجم عظیم توطئه ها، هیچ گاه رسانه ای نشده و نمی شود.
بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند.
چرا که صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد.  در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
عصری که در آن زندگی می کنیم عصری است که امنیت ملی از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
از آنجا که توسعه دارای ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است در نتیجه امنیت نیز از زوایای متعددی  مورد تهدید قرار می گیرد.
به عبارت دیگر، عوامل خطرساز و تهدید کننده امنیت ملی، متنوع و متکثرند. از این رو شناخت ابعاد و مولفه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تهدیدها بسیار اساسی و حیاتی است.
به همین جهت ضمن تبریک این روز ارزشمند به سربازان گمنام امام زمان (عج) آرزو می کنیم در همه این زمینه ها موفق و سربلند باشند تا پرچم جمهوری اسلامی ایران به سلامت به دست صاحبش روحی و اواح العالمین له الفداء برسد.



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 | 11:47 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است. لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت «اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...».

حضرت علی اکبر علیه السلام اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 | 09:34 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است. لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت «اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...».

حضرت علی اکبر علیه السلام اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 | 09:34 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

تصویر صفحه اصلی

ولادت پنچمین نور ولایت ، امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد.

زندگينامه امام باقر علیه السلام


حضرت امام محمد باقر علیه السلام
نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن علیه السلام و از سوی پدر به امام حسين علیه السلام مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين علیه السلام است . تولد حضرت باقر علیه السلام در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد . دوران امامت امام محمد باقر علیه السلام از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين علیه السلام است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر علیه السلام و فرزندش امام جعفر صادق علیه السلام مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد ، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند . قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد ، و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی علیه السلام متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند .



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 06 فروردین 1396 | 12:09 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

 

تصویر صفحه اصلی

ولادت پنچمین نور ولایت ، امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد.

زندگينامه امام باقر علیه السلام


حضرت امام محمد باقر علیه السلام
نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن علیه السلام و از سوی پدر به امام حسين علیه السلام مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين علیه السلام است . تولد حضرت باقر علیه السلام در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد . دوران امامت امام محمد باقر علیه السلام از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين علیه السلام است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

 در دوره امامت امام محمد باقر علیه السلام و فرزندش امام جعفر صادق علیه السلام مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد ، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند . قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد ، و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی علیه السلام متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند .



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 06 فروردین 1396 | 12:09 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

تولد حضرت زهرا (س),تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام,میلاد حضرت زهرا (س)

تاريخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)
در تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام در بين علماى اسلام اختلاف است. لكين در بين علماى اماميه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد يافته است. (1)

مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خديجه اتفاق افتاد. اين خانه در محله‏اى است كه در گذشته به آن «زقاق العطارين» يعنى كوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) نازل گرديد. اين خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)

و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زيستگاه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمين ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از اين رو بارها در طول تاريخ هم‏زمان با تعمير و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. (3)

كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)
دوران باردارى حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند.

اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى.خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده ‏ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.

نورى كه به خانه‏ هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد.

با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.

آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.

1- علماى اماميه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اكثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند.

عبدالرحمن بن جوزى در كتاب تذكره‏ى الخواص ص 306 مى‏نويسد: تاريخ‏نگاران نوشته‏ اند كه فاطمه‏ ى زهرا در سالى متولد شد كه قريش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. يعنى پنج سال قبل از بعثت.

محمد بن يوسف حنفى در كتاب «نظم دررالسمطين» ص 175 مى‏نويسد: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مشغول ساختن كعبه بودند.

طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏كند كه گفت: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مغشول ساختن خانه‏ى كعبه بودند و در آن هنگام پيغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.



تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 | 10:53 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

تولد حضرت زهرا (س),تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام,میلاد حضرت زهرا (س)

تاريخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)
در تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام در بين علماى اسلام اختلاف است. لكين در بين علماى اماميه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد يافته است. (1)

مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خديجه اتفاق افتاد. اين خانه در محله‏اى است كه در گذشته به آن «زقاق العطارين» يعنى كوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) نازل گرديد. اين خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)

و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زيستگاه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمين ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از اين رو بارها در طول تاريخ هم‏زمان با تعمير و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. (3)

كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)
دوران باردارى حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند.

اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى.خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده ‏ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.

نورى كه به خانه‏ هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد.

 با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.

آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

 در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.

1- علماى اماميه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اكثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند.

 عبدالرحمن بن جوزى در كتاب تذكره‏ى الخواص ص 306 مى‏نويسد: تاريخ‏نگاران نوشته‏ اند كه فاطمه‏ ى زهرا در سالى متولد شد كه قريش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. يعنى پنج سال قبل از بعثت.

محمد بن يوسف حنفى در كتاب «نظم دررالسمطين» ص 175 مى‏نويسد: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مشغول ساختن كعبه بودند.

طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏كند كه گفت: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مغشول ساختن خانه‏ى كعبه بودند و در آن هنگام پيغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.



تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 | 10:53 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران