تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 10:41 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

ماجرای ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,میلاد امام حسن (ع)

ماجرای ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسن(ع)، در سال سوم هجرت به دنیا آمد، و مشهور آن است كه این مولود فرخنده در شب نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده، و البته در این باره در كتابهاى شیعه و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده كه خلاف مشهور است (1) .


داستان ولادت و مراسم نامگذارى
و اما داستان ولادت به گونه ‏اى كه در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روایت‏شده این گونه است كه فرمود:

چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع) عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم. در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن كودك را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به كنارى افكند و پارچه سفیدى گرفته و كودك را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود: آیا او را نامگذارى كرده ‏اى؟
عرض كرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏گرفتم!
رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏جویم!


در این وقت‏خداى تبارك و تعالى به جبرئیل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریك و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى كه على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض كرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد: نامش را«حسن‏»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید... (2)


و در برابر این روایت، روایات دیگرى هم در كتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده كه چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را«حرب‏»نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافت‏به على(ع)دستور داد آن نام را به‏«حسن‏»تغییر دهد... (3)



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 10:39 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

ماجرای ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,میلاد امام حسن (ع)

ماجرای ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
 امام حسن(ع)، در سال سوم هجرت به دنیا آمد، و مشهور آن است كه این مولود فرخنده در شب نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده، و البته در این باره در كتابهاى شیعه و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده كه خلاف مشهور است (1) .


داستان ولادت و مراسم نامگذارى
و اما داستان ولادت به گونه ‏اى كه در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روایت‏شده این گونه است كه فرمود:

چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع) عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم. در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن كودك را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به كنارى افكند و پارچه سفیدى گرفته و كودك را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود: آیا او را نامگذارى كرده ‏اى؟
عرض كرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏گرفتم!
رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏جویم!


در این وقت‏خداى تبارك و تعالى به جبرئیل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریك و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى كه على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض كرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد: نامش را«حسن‏»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید... (2)


و در برابر این روایت، روایات دیگرى هم در كتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده كه چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را«حرب‏»نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافت‏به على(ع)دستور داد آن نام را به‏«حسن‏»تغییر دهد... (3)



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 10:39 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

زندگینامه امام خمینی (ره), رحلت امام خمینی(ره), سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

امام خمینی در سن 87 سالگی به ملکوت اعی پیوست

با مراجعت رهبر فقید ایران در 12 بهمن 1357 و هدایت انقلاب از نزدیک، صبح پیروزی در 22 بهمن ماه 1357 دمید و مردم ایران شاهد پیروزی را در آغوش گرفته بود.
با انحلال رژیم سلطنتی و پایان حکومت 57 ساله و ستمکارانه پهلوی، امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی ایران را با آرای قاطع مردم بنیان نهاد. از 22 بهمن 1357 تا 14 خرداد 1368 حضرت امام همچنان رهبری انقلاب را به دوش کشیده و انقلاب و کشور را در حوادث خطرناکی و توطئه های گوناگون و جنگ 8 ساله تحمیلی عراق و تحریم ها به سلامت و به خوبی رهبری نمودند.

رحلت امام خمینی (ره)

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود. اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود.

قیام 15 خرداد


در فاصله میان فاجعه مدرسه فیضیه و ماه محرم (2 فروردین تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلامیه‌های متعدد بود. فرا رسیدن ماه محرم وضعیت را به یک رویارویی گسترده کشانید. ایام محرم بهترین موقع برای افشای جنایات رژیم و برنامه‌های ضد اسلامی شاه بود. ساواک که از جایگاه ویژه این ماه اطلاع داشت، پیش از آغاز آن، بسیاری از وعاظ را احضار و آنان را ملزم کرد که در محافل و مجالس:
''1-علیه شاه سخن نگویید.
2- علیه اسرائیل مطلبی نگویید.
3- مرتب به مردم نگویید که اسلام در خطر است. ''
امام خمینی در نشستی با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنها برای مردم و عزاداران حسینی سخنرانی کرده و از مظالم و جنایات رژیم پرده بردارند. امام خود نیز علیرغم تهدید رژیم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشورای 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد.

img/daneshnameh_up/3/3f/15kh1.jpg



ایشان پس از بیان فجایع دلخراش کربلا، حمله دژخیمان شاه به فیضیه را به واقعه کربلا تشبیه نمود و آن فاجعه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه رادست نشانده اسرائیل خواند. امام همچنین با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائیل بدگویی نکرده و نگویید اسلام در خطر است اظهار داشت: «تمام گرفتاریهای و اختلافات ما در همین سه موضوع است … اگر ما نگوئیم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟»

img/daneshnameh_up/0/03/15kh.jpg


سخنان کوبنده و افشا گرانه امام، شاه را پیش از پیش نزد مردم تحقیر و رسوا کرد. دو روز پس از این سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسکونی خود در قم دستگیر و بلافاصله به تهران آورده شد وی را نخست در سلول انفرادی، زندانی و سپس به یک پادگان نظامی که تحت مراقبت کامل بود منتقل نمودند.

چگونگی قیام 15 خرداد

به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.

آثار قیام 15 خرداد

به طور کلی قیام 15 خرداد آثار عمده‌ای از خود برجای نهاد:
1-رهبری حرکتهای مخالف رژیم را به مذهبیها منتقل کرد و چپی‌ها را به حاشیه راند.
2-کشتار مردم در قیام 15 خرداد، چهرة مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت افشا نمود و انقلابیون پس از آن به راههای اصلاح طلبانه پشت کرده سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.
3-از آن پس طرد همه قدرتهای بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قیام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ‌مدند و جو غیر اسلامی در دانشگاهها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد.



تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 10:38 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

زندگینامه امام خمینی (ره), رحلت امام خمینی(ره), سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

امام خمینی در سن 87 سالگی به ملکوت اعی پیوست

 

با مراجعت رهبر فقید ایران در 12 بهمن 1357 و هدایت انقلاب از نزدیک، صبح پیروزی در 22 بهمن ماه 1357 دمید و مردم ایران شاهد پیروزی را در آغوش گرفته بود.
با انحلال رژیم سلطنتی و پایان حکومت 57 ساله و ستمکارانه پهلوی، امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی ایران را با آرای قاطع مردم بنیان نهاد. از 22 بهمن 1357 تا 14 خرداد 1368 حضرت امام همچنان رهبری انقلاب را به دوش کشیده و انقلاب و کشور را در حوادث خطرناکی و توطئه های گوناگون و جنگ 8 ساله تحمیلی عراق و تحریم ها به سلامت و به خوبی رهبری نمودند.

 

رحلت امام خمینی (ره)

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود. اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود.

 

قیام 15 خرداد


در فاصله میان فاجعه مدرسه فیضیه و ماه محرم (2 فروردین تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلامیه‌های متعدد بود. فرا رسیدن ماه محرم وضعیت را به یک رویارویی گسترده کشانید. ایام محرم بهترین موقع برای افشای جنایات رژیم و برنامه‌های ضد اسلامی شاه بود. ساواک که از جایگاه ویژه این ماه اطلاع داشت، پیش از آغاز آن، بسیاری از وعاظ را احضار و آنان را ملزم کرد که در محافل و مجالس:
''1-علیه شاه سخن نگویید.
2- علیه اسرائیل مطلبی نگویید.
3- مرتب به مردم نگویید که اسلام در خطر است. ''
امام خمینی در نشستی با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنها برای مردم و عزاداران حسینی سخنرانی کرده و از مظالم و جنایات رژیم پرده بردارند. امام خود نیز علیرغم تهدید رژیم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشورای 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد.

img/daneshnameh_up/3/3f/15kh1.jpg



ایشان پس از بیان فجایع دلخراش کربلا، حمله دژخیمان شاه به فیضیه را به واقعه کربلا تشبیه نمود و آن فاجعه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه رادست نشانده اسرائیل خواند. امام همچنین با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائیل بدگویی نکرده و نگویید اسلام در خطر است اظهار داشت: «تمام گرفتاریهای و اختلافات ما در همین سه موضوع است … اگر ما نگوئیم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟»

img/daneshnameh_up/0/03/15kh.jpg


سخنان کوبنده و افشا گرانه امام، شاه را پیش از پیش نزد مردم تحقیر و رسوا کرد. دو روز پس از این سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسکونی خود در قم دستگیر و بلافاصله به تهران آورده شد وی را نخست در سلول انفرادی، زندانی و سپس به یک پادگان نظامی که تحت مراقبت کامل بود منتقل نمودند.

چگونگی قیام 15 خرداد

به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.

آثار قیام 15 خرداد

به طور کلی قیام 15 خرداد آثار عمده‌ای از خود برجای نهاد:
1-رهبری حرکتهای مخالف رژیم را به مذهبیها منتقل کرد و چپی‌ها را به حاشیه راند.
2-کشتار مردم در قیام 15 خرداد، چهرة مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت افشا نمود و انقلابیون پس از آن به راههای اصلاح طلبانه پشت کرده سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.
3-از آن پس طرد همه قدرتهای بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قیام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ‌مدند و جو غیر اسلامی در دانشگاهها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد.

 

 



تاريخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 10:38 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

همه ساله در سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر، قلب ها به یاد آن پیروزی بزرگ به تپش می افتد و یاد و خاطره ایمان و رشادت دلیران عرصه دفاع مقدس، زنده می شود.

به گزارش «تابناک»؛ اینک در سی و پنجمین سالگرد فتح خرمشهر و به پاس دلاوری های فرزندان شجاع و رشید ایران، ما هم یادی می کنیم از آن حماسه باشکوه؛ حماسه آزادی خرمشهر عزیز.
اول

شهر با صداي انفجار آشناست، چون هرچند روزي ناگهان، بمبي منفجر مي‌شود. تفاوت نداشت در بازار يا خيابان يا اداره. تفاوت آن در اين بود كه گاهي زني كه براي خريد به بازار آمده بود و گاه كودكي كه از مدرسه برمي‌گشت تا خاطرات آن روز كلاس درس را به مادر بازگو كند، به ‌شهادت مي‌رسيد. در كنار انفجارات داخلي، صداهايي نيز از دورتر به گوش مي‌رسيد كه از جنس ديگر بود. از جنس نگاه چپ يك كشور همسايه به شهر و دياري كه بسياري از آنها با همسايه دوست و خويشاوند هستند.

شهر، كم‌كم، نگران مي‌شود...

خبر نزديك ‌شدن گام‌هاي سربازان با صداي گوشخراش شنی‌‌هاي تانك‌هايي كه به سوي شهر مي‌آيند درهم آميخته مي‌شود و مردم، ترديد ندارند كه آن نگاه چپ، دارد به فاجعه‌اي بدل مي‌شود كه بايد براي آن چاره‌اي انديشيد. در اين ميان، جوانان غيرتمند، دور سيدمحمد جهان‌آرا را گرفته‌اند و با او درباره آن نگاه چپ همسايه، به شور نشسته‌اند.
... اما هيچ‌كس باورش نمي‌شود كه جنگي برپا شود. و... بمباران‌هاي مهيب 31 شهريور و حمله‌هاي هوايي به ده‌ها پايگاه و فرودگاه و مراكز نظامي در كشور اين باور را محقق مي‌كند. يعني جنگ آغاز شده است... .

دوم

و همه برمي‌خيزند... جوان و پير، زن و مرد، كوچك و بزرگ، خرمشهري و غيرخرمشهري، روحاني و بازاري معلم و دانش‌آموز، كارگر و كشاورز، ارتشی و پاسدار و پليس و... شهر يكپارچه مي‌شود يكپارچه همت و اراده براي دفاعي از ناموس از خانه و كاشانه و از انقلابي كه تازه به پيروزي رسيده است. اما مظلوميت و غربت با همت و شجاعت درهم‌آميخته مي‌شود. نه سلاحي براي مقابله هست و نه كسي كه به او اميد بست. فقط وعده پشت وعده كه نگران نباشيد بگذاريد جلوتر بيايند؛ زمين مي‌دهيم و زمان مي‌گيريم!

همه‌ چيز، حكايت از فاجعه‌اي وحشتناك دارد. مردم كم‌كم مجبور مي‌شوند شهر را ترك كنند، زن‌ها و بچه‌ها به شهرهاي اطراف مي‌روند و مردها مي‌مانند و با «هيچ» از شهر دفاع مي‌كنند. خانه‌ها، سنگر مي‌شوند و پشت‌بام‌هايي كه فرو نريخته‌اند، ديدگاه ديدباني كوچه‌هايي كه با پوتين‌هاي زمخت بعثي، «نجس» شده‌اند. حالا ديگر تفاوت ندارد چه كسي و چگونه دفاع كند. دفاعي تا آخرين نفس. اخبار شهادت‌ها كه به مسجد جامع مي‌رسد، دل‌ها نگران‌تر مي‌شوند و چيز كمي نيست سي‌وچهار روز مقاومت.

و سرانجام، دست كج و نگاه چپ آن همسايه كار خودش را مي‌كند و خرمشهر، اشغال مي‌شود و خرمشهر، خونين‌شهر مي‌شود. از سقوط خرمشهر در آبان 1359 تا ارديبهشت 1361 مردم خرمشهر چه كشيدند، خدا مي‌داند و دل‌هايي كه براي ترنم موج‌هاي رودخانه كه با صداي اذان مسجدجامع درهم‌مي‌آميخت تنگ شده بود. خبر آغاز عمليات بيت‌المقدس، براي دل‌هاي شكسته، اميدواري مي‌دهد و كم‌كم بوي «پيروزي» در مشام جان هر خرمشهری مي‌پيچد. گوش‌ها به راديو و چشم‌ها به صفحه تلويزيون دوخته شده‌اند كه كي آن خبر خوش را خواهند داد؟!
سوم

مادران شهيد داده، پدران داغدار، همسران دلشكسته و كودكان و نوجوانان منتظر يك اتفاق اند. اتفاقي كه آرزويشان شده است. خرداد 61 از راه مي‌رسد و خبر از نزديكي رزمندگان به خرمشهر دارد.

قلب‌ها به تپش مي‌افتند و دست‌ها به آسمان بلند مي‌شوند...

ناگهان در ناگهاني از حيرت و غيرت، گوينده اخبار ساعت 14 ايران را به وجد مي‌آورد:
شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خونین شهر، شهر خون، آزاد شد...
... و ايران به پا مي‌خيزد به شادي و سرور و از مأذنه مسجدجامع خرمشهر پس از ماه‌ها خاموشي، آواي اذان طنين‌انداز مي‌شود؛ اذان پيروزي.

چهارم
سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به ‌يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.

در سومين روز از خرداد 1361 شهر خونين شهر دوباره به دامان ايران بازگشت و همگان با چشم خويش معجزه الهي را ديدند. آزادي خرمشهر، آرزوي هر ايراني بود كه هر لحظه آن را از خداوند تمنا مي‌كرد.

در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد.

آن روز لبخندها بر لب‌ها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشك‌ها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش مي‌باليد.

فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبهه‌ها دريغ نمي‌كردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبهه‌ها مي‌فرستادند. روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.



تاريخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396 | 10:48 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

همه ساله در سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر، قلب ها به یاد آن پیروزی بزرگ به تپش می افتد و یاد و خاطره ایمان و رشادت دلیران عرصه دفاع مقدس، زنده می شود.

 به گزارش «تابناک»؛ اینک در سی و پنجمین سالگرد فتح خرمشهر و به پاس دلاوری های فرزندان شجاع و رشید ایران، ما هم یادی می کنیم از آن حماسه باشکوه؛ حماسه آزادی خرمشهر عزیز.
 
اول
 

شهر با صداي انفجار آشناست، چون هرچند روزي ناگهان، بمبي منفجر مي‌شود. تفاوت نداشت در بازار يا خيابان يا اداره. تفاوت آن در اين بود كه گاهي زني كه براي خريد به بازار آمده بود و گاه كودكي كه از مدرسه برمي‌گشت تا خاطرات آن روز كلاس درس را به مادر بازگو كند، به ‌شهادت مي‌رسيد. در كنار انفجارات داخلي، صداهايي نيز از دورتر به گوش مي‌رسيد كه از جنس ديگر بود. از جنس نگاه چپ يك كشور همسايه به شهر و دياري كه بسياري از آنها با همسايه دوست و خويشاوند هستند.
 
شهر، كم‌كم، نگران مي‌شود...
 
خبر نزديك ‌شدن گام‌هاي سربازان با صداي گوشخراش شنی‌‌هاي تانك‌هايي كه به سوي شهر مي‌آيند درهم آميخته مي‌شود و مردم، ترديد ندارند كه آن نگاه چپ، دارد به فاجعه‌اي بدل مي‌شود كه بايد براي آن چاره‌اي انديشيد. در اين ميان، جوانان غيرتمند، دور سيدمحمد جهان‌آرا را گرفته‌اند و با او درباره آن نگاه چپ همسايه، به شور نشسته‌اند.
... اما هيچ‌كس باورش نمي‌شود كه جنگي برپا شود. و... بمباران‌هاي مهيب 31 شهريور و حمله‌هاي هوايي به ده‌ها پايگاه و فرودگاه و مراكز نظامي در كشور اين باور را محقق مي‌كند. يعني جنگ آغاز شده است... .

 
دوم
 

و همه برمي‌خيزند... جوان و پير، زن و مرد، كوچك و بزرگ، خرمشهري و غيرخرمشهري، روحاني و بازاري معلم و دانش‌آموز، كارگر و كشاورز، ارتشی و پاسدار و پليس و... شهر يكپارچه مي‌شود يكپارچه همت و اراده براي دفاعي از ناموس از خانه و كاشانه و از انقلابي كه تازه به پيروزي رسيده است. اما مظلوميت و غربت با همت و شجاعت درهم‌آميخته مي‌شود. نه سلاحي براي مقابله هست و نه كسي كه به او اميد بست. فقط وعده پشت وعده كه نگران نباشيد بگذاريد جلوتر بيايند؛ زمين مي‌دهيم و زمان مي‌گيريم!
 
همه‌ چيز، حكايت از فاجعه‌اي وحشتناك دارد. مردم كم‌كم مجبور مي‌شوند شهر را ترك كنند، زن‌ها و بچه‌ها به شهرهاي اطراف مي‌روند و مردها مي‌مانند و با «هيچ» از شهر دفاع مي‌كنند. خانه‌ها، سنگر مي‌شوند و پشت‌بام‌هايي كه فرو نريخته‌اند، ديدگاه ديدباني كوچه‌هايي كه با پوتين‌هاي زمخت بعثي، «نجس» شده‌اند. حالا ديگر تفاوت ندارد چه كسي و چگونه دفاع كند. دفاعي تا آخرين نفس. اخبار شهادت‌ها كه به مسجد جامع مي‌رسد، دل‌ها نگران‌تر مي‌شوند و چيز كمي نيست سي‌وچهار روز مقاومت.

 
و سرانجام، دست كج و نگاه چپ آن همسايه كار خودش را مي‌كند و خرمشهر، اشغال مي‌شود و خرمشهر، خونين‌شهر مي‌شود. از سقوط خرمشهر در آبان 1359 تا ارديبهشت 1361 مردم خرمشهر چه كشيدند، خدا مي‌داند و دل‌هايي كه براي ترنم موج‌هاي رودخانه كه با صداي اذان مسجدجامع درهم‌مي‌آميخت تنگ شده بود. خبر آغاز عمليات بيت‌المقدس، براي دل‌هاي شكسته، اميدواري مي‌دهد و كم‌كم بوي «پيروزي» در مشام جان هر خرمشهری مي‌پيچد. گوش‌ها به راديو و چشم‌ها به صفحه تلويزيون دوخته شده‌اند كه كي آن خبر خوش را خواهند داد؟!
 
سوم
 

مادران شهيد داده، پدران داغدار، همسران دلشكسته و كودكان و نوجوانان منتظر يك اتفاق اند. اتفاقي كه آرزويشان شده است. خرداد 61 از راه مي‌رسد و خبر از نزديكي رزمندگان به خرمشهر دارد.
 
قلب‌ها به تپش مي‌افتند و دست‌ها به آسمان بلند مي‌شوند...
 
ناگهان در ناگهاني از حيرت و غيرت، گوينده اخبار ساعت 14 ايران را به وجد مي‌آورد:
شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خونین شهر، شهر خون، آزاد شد...
... و ايران به پا مي‌خيزد به شادي و سرور و از مأذنه مسجدجامع خرمشهر پس از ماه‌ها خاموشي، آواي اذان طنين‌انداز مي‌شود؛ اذان پيروزي.

 
چهارم
 
سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به ‌يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.
 

در سومين روز از خرداد 1361 شهر خونين شهر دوباره به دامان ايران بازگشت و همگان با چشم خويش معجزه الهي را ديدند. آزادي خرمشهر، آرزوي هر ايراني بود كه هر لحظه آن را از خداوند تمنا مي‌كرد.

در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد.
 
آن روز لبخندها بر لب‌ها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشك‌ها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش مي‌باليد.
 
فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبهه‌ها دريغ نمي‌كردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبهه‌ها مي‌فرستادند. روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.



تاريخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396 | 10:48 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)
نام: محمد بن الحسن .
كنيه: ابوالقاسم.
امام زمان(ع) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شيعيان و بر پاكننده اولين حكومت واحده جهانى در دوره آخر الزمان.
تاريخ ولادت: نيمه شعبان سال 255 هجرى.
برخى روز تولد آن حضرت را هشتم شعبان و برخى ديگر 23 رمضان دانسته‏اند. سال تولد آن حضرت را نيز برخى 256 و برخى 258 دانسته‏اند.
محل تولد: سامرا (در سرزمين عراق كنونى).
نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).
نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى مليكه، دختر يشوعاى، فرزند قيصر روم است. برخى گفته‏اند كه نام وى صيقل مى‏باشد.
مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى» شهرت يافته است.
مدت «غيبت صغرى» از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى، به مدت 74 سال بوده است. و «غيبت كبرى» از سال 329 هجرى آغاز و تاكنون ادامه يافته است. اين غيبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد. در آن زمان، غيبتش به پايان مى‏رسد وحكومت اسلامى، در سراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مى‏گردد.
امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قيام كند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاكم على‏الاطلاق روى زمين خواهد گرديد كه مدت آن، در روايات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعيين شده است كه هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراين اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاكم مى‏گردد و سپس عمر اين جهان به پايان مى‏رسد و عالم قيامت آغاز مى‏گردد.


روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

Untitled 1 157 روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند. صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، نفوذ و استعمار ابرقدرت های غربی به رهبری آمریکا در ایران و بعد از آن در منطقه آسیای مرکزی به پایان رسید.
دشمن برای ضربه زدن به این پیروزی تاریخی، از یک طرف از اقدامات مسلحانه گروهک های ضد انقلابی که به دست خودش در غرب، شرق و شمال کشورنشانده بود، حمایت کرد و از طرف دیگر روزانه اقدام به ترور مسوولین بلند پایه نظام و همچنین مردم کوچه و بازار کرد تابا ناامن کردن جامعه به هدف خود که براندازی نظام جمهوری اسلامی بود نزدیک تر شود.
اقداماتی نظیر کودتای نوژه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و یا حمله آمریکا به طبس و تلاش برای ربودن گروگان های آمریکا در ایران، نشان دهنده اقدام آمریکا برای دخالت در سرنوشت سیاسی ملت ایران بود. این تلاش ها برای تضعیف انقلاب اسلام و نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت اما نتیجه آن مشت محکمی به اقدامات آمریکا و دخالت های آن بود.
سرانجام نهال نحیف انقلاب ایران با وجود سیل ها و طوفان های فراوان قد کشید و درختی تنومند شد.
آنچه را که می توان یکی از دستاوردهای مقاومت ایران اسلامی برشمرد، ایجاد یک تجربه ارزشمند و پرورش نیروی انسانی ورزیده در عرصه دفاعی، نظامی و امنیتی بود.
این دستاورد در طول سه دهه بعد، به مرحله ای رسید که نظام حاکم بر ایران از قوای نظامی پیشرفته به علاوه توان سخت افزاری مردن و کاملا بومی در عرصه دفاعی و تهاجمی برخوردار شد.
امنیت پایدار ایران اسلامی در طول بیش از سه دهه حیات خود متاثر از حمله ها و هجمه های نظامی واطلاعاتی بزرگترین و پیشرفته ترین سرویس های امنیتی دنیا بوده که حداقل در موضوع ایران اشتراک نظر و همکاری داشتند.
قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این هجمه ها به قدری است که امروز گروه های مخالف تحمل کوچکترین گزندها و به تبع آن واکنش های جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دستاوردهای خود می شناسند! به عنوان مثال بسیاری از گروه ها و سازمان های ضد انقلاب کوچکترین و اکنش های رسانه ای و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اهمیت و تاثیرگذاری خود گزارش کرده و در قبال آن از دولت های حامی خود طلب حمایت مالی وپشتیبانی دارند.
از سوی دیگر، بسیاری از مخالفین خارج نشین نیز در جریان پروژه های ضد اسلامی و ایرانی خود بی آنکه مطلع باشند در زیر چتر نظارت واشراف اطلاعاتی ایران فعالیت کرده و هر کجا که لازم باشد، پایانی مطابق با میل و اراده ایران را تجربه خواهند کرد.
نمونه ها و مصادیق این موارد را می توان در برخی اقدامات رسانه ای شده ضد انقلاب مشاهده نمود که در بسیاری از آنها بازیگران صحنه توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران فراتر از چند گروه تروریستی یا تشکل و سازمان ضد انقلاب بوده و نقش و حضور مستقیم سرویس های اطلاعاتی نظیر موساد، سیا، اینتلجنت سرویس در آنها مشهود است.
پروژه گوادالوپ 2 یکی از نمونه های اتحاد اپوزیسیون ایران با حضور عوامل و سرمایه گذاری مستقیم سرویس های اطلاعاتی معاند نظام ایران بود.
مقابله با فتنه و اغتشاشات 88، دستگیری ریگی سرکرده جندالشیطان، دستگیری تیم های ترور دانشمندان هسته ای، دستگیری و به هلاکت رساندن سرکردگان گروهک های تروریستی شرقی و غربی، آزادی مرزبانان، تعطیلی تعدادی از دفاتر شبکه های ماهواره ای غیر قانونی، انهدام یک باند قاچاق اعضای بدن انسان، آزادی گروگانه ها از چنگال اشرار و ضد انقلاب، ناکام گذاشتن شبکه بی بی سی در سرقت اسناد هنری، تاریخی و فرهنگی ایران، آزادسازی دیپلمات ربوده شده در یمن، هلاکت فرمانده سیاسی نظامی گروهک تروریستی انصارالفرقان و دستگیری سرشبکه بین المللی قاچاق مواد مخدر فقط بخشی از فعالیت ها و اقدامات سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در راستای حفظ نظام و صیانت از انقلاب اسلامی، با هدف ایجاد حس امنیت و آسایش مردم در مقابله با حجم وسیع تبلیغات رسانه های غربی به اطلاع مردم رسیده است.
چه بسا بسیاری از اقدامات و فعالیت هایی از این دست در حفظ و کنترل امنیت و تمامیت ارضی کشور به دلیل حفظ اسرار و شگردها یا جلوگیری از ایجاد اضطراب در جامعه بر اثر مشاهده حجم عظیم توطئه ها، هیچ گاه رسانه ای نشده و نمی شود.
بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند.
چرا که صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
عصری که در آن زندگی می کنیم عصری است که امنیت ملی از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
از آنجا که توسعه دارای ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است در نتیجه امنیت نیز از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
به عبارت دیگر، عوامل خطرساز و تهدید کننده امنیت ملی، متنوع و متکثرند. از این رو شناخت ابعاد و مولفه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تهدیدها بسیار اساسی و حیاتی است.
به همین جهت ضمن تبریک این روز ارزشمند به سربازان گمنام امام زمان (عج) آرزو می کنیم در همه این زمینه ها موفق و سربلند باشند تا پرچم جمهوری اسلامی ایران به سلامت به دست صاحبش روحی و اواح العالمین له الفداء برسد.



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 | 11:47 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)

زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)
نام: محمد بن الحسن .
كنيه: ابوالقاسم.
امام زمان(ع) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شيعيان و بر پاكننده اولين حكومت واحده جهانى در دوره آخر الزمان.
تاريخ ولادت: نيمه شعبان سال 255 هجرى.
برخى روز تولد آن حضرت را هشتم شعبان و برخى ديگر 23 رمضان دانسته‏اند. سال تولد آن حضرت را نيز برخى 256 و برخى 258 دانسته‏اند.
محل تولد: سامرا (در سرزمين عراق كنونى).
نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).
نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى مليكه، دختر يشوعاى، فرزند قيصر روم است. برخى گفته‏اند كه نام وى صيقل مى‏باشد.
مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى» شهرت يافته است.
مدت «غيبت صغرى» از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى، به مدت 74 سال بوده است. و «غيبت كبرى» از سال 329 هجرى آغاز و تاكنون ادامه يافته است. اين غيبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد. در آن زمان، غيبتش به پايان مى‏رسد وحكومت اسلامى، در سراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مى‏گردد.
امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قيام كند و جهان را از عدالت بهره‏مند سازد، زنده‏خواهد بود. سپس چند سال حاكم على‏الاطلاق روى زمين خواهد گرديد كه مدت آن، در روايات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعيين شده است كه هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراين اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاكم مى‏گردد و سپس عمر اين جهان به پايان مى‏رسد و عالم قيامت آغاز مى‏گردد.


روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

Untitled 1 157 روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند. صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد.  در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، نفوذ و استعمار ابرقدرت های غربی به رهبری آمریکا در ایران و بعد از آن در منطقه آسیای مرکزی به پایان رسید.
دشمن برای ضربه زدن به این پیروزی تاریخی، از یک طرف از اقدامات مسلحانه گروهک های ضد انقلابی که به دست خودش در غرب، شرق و شمال کشورنشانده بود، حمایت کرد و از طرف دیگر روزانه اقدام به ترور مسوولین بلند پایه نظام و همچنین مردم کوچه و بازار کرد تابا ناامن کردن جامعه به هدف خود که براندازی نظام جمهوری اسلامی بود نزدیک تر شود.
اقداماتی نظیر کودتای نوژه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و یا حمله آمریکا به طبس و تلاش برای ربودن گروگان های آمریکا در ایران، نشان دهنده اقدام آمریکا برای دخالت در سرنوشت سیاسی ملت ایران بود. این تلاش ها برای تضعیف انقلاب اسلام و نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت اما نتیجه آن مشت محکمی به اقدامات آمریکا و دخالت های آن بود.
سرانجام نهال نحیف انقلاب ایران با وجود سیل ها و طوفان های فراوان قد کشید و درختی تنومند شد.
آنچه را که می توان یکی از دستاوردهای مقاومت ایران اسلامی برشمرد، ایجاد یک تجربه ارزشمند و پرورش نیروی انسانی ورزیده در عرصه دفاعی، نظامی و امنیتی بود.
این دستاورد در طول سه دهه بعد، به مرحله ای رسید که نظام حاکم بر ایران از قوای نظامی پیشرفته به علاوه توان سخت افزاری مردن و کاملا بومی در عرصه دفاعی و تهاجمی برخوردار شد.
امنیت پایدار ایران اسلامی در طول بیش از سه دهه حیات خود متاثر از حمله ها و هجمه های نظامی واطلاعاتی بزرگترین و پیشرفته ترین سرویس های امنیتی دنیا  بوده که حداقل در موضوع ایران اشتراک نظر و همکاری داشتند.
قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این هجمه ها به قدری است که امروز گروه های مخالف تحمل کوچکترین گزندها و به تبع آن واکنش های جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دستاوردهای خود می شناسند! به عنوان مثال بسیاری از گروه ها و سازمان های ضد انقلاب کوچکترین و اکنش های رسانه ای و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اهمیت و تاثیرگذاری خود گزارش کرده و در قبال آن از دولت های حامی خود طلب حمایت مالی وپشتیبانی دارند.
از سوی دیگر، بسیاری از مخالفین خارج نشین نیز در جریان پروژه های ضد اسلامی و ایرانی خود بی آنکه مطلع باشند در زیر چتر نظارت واشراف اطلاعاتی ایران فعالیت کرده و هر کجا که لازم باشد، پایانی مطابق با میل و اراده ایران را تجربه خواهند کرد.
نمونه ها و مصادیق این موارد را می توان در برخی اقدامات رسانه ای شده ضد انقلاب مشاهده نمود که در بسیاری از آنها بازیگران صحنه توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران فراتر از چند گروه تروریستی یا تشکل و سازمان ضد انقلاب بوده و نقش و حضور مستقیم سرویس های اطلاعاتی نظیر موساد، سیا، اینتلجنت سرویس در آنها مشهود است.
پروژه گوادالوپ 2 یکی از نمونه های اتحاد اپوزیسیون ایران با حضور عوامل و سرمایه گذاری مستقیم سرویس های اطلاعاتی معاند نظام ایران بود.
مقابله با فتنه و اغتشاشات 88، دستگیری ریگی سرکرده جندالشیطان، دستگیری تیم های ترور دانشمندان هسته ای، دستگیری و به هلاکت رساندن سرکردگان گروهک های تروریستی شرقی و غربی، آزادی مرزبانان، تعطیلی تعدادی از دفاتر شبکه های ماهواره ای غیر قانونی، انهدام یک باند قاچاق اعضای بدن انسان، آزادی گروگانه ها از چنگال اشرار و ضد انقلاب، ناکام گذاشتن شبکه بی بی سی در سرقت اسناد هنری، تاریخی و فرهنگی ایران، آزادسازی دیپلمات ربوده شده در یمن، هلاکت فرمانده سیاسی نظامی گروهک تروریستی انصارالفرقان و دستگیری سرشبکه بین المللی قاچاق مواد مخدر فقط بخشی از فعالیت ها و اقدامات سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در راستای حفظ نظام و صیانت از انقلاب اسلامی، با هدف ایجاد حس امنیت و آسایش مردم در مقابله با حجم وسیع تبلیغات رسانه های غربی به اطلاع مردم رسیده است.
چه بسا بسیاری از اقدامات و فعالیت هایی از این دست در حفظ و کنترل امنیت و تمامیت ارضی کشور به دلیل حفظ اسرار و شگردها یا جلوگیری از ایجاد اضطراب در جامعه بر اثر مشاهده حجم عظیم توطئه ها، هیچ گاه رسانه ای نشده و نمی شود.
بسیاری از پیشرفت های سیاسی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند.
چرا که صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد.  در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
عصری که در آن زندگی می کنیم عصری است که امنیت ملی از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
از آنجا که توسعه دارای ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است در نتیجه امنیت نیز از زوایای متعددی  مورد تهدید قرار می گیرد.
به عبارت دیگر، عوامل خطرساز و تهدید کننده امنیت ملی، متنوع و متکثرند. از این رو شناخت ابعاد و مولفه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تهدیدها بسیار اساسی و حیاتی است.
به همین جهت ضمن تبریک این روز ارزشمند به سربازان گمنام امام زمان (عج) آرزو می کنیم در همه این زمینه ها موفق و سربلند باشند تا پرچم جمهوری اسلامی ایران به سلامت به دست صاحبش روحی و اواح العالمین له الفداء برسد.



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 | 11:47 | نويسنده : p-sh-komily | ارسال نظر(0)

شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است. لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت «اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...».

حضرت علی اکبر علیه السلام اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 | 09:34 | نويسنده : basijidelavar | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران