
«بسیج» در لغت به معناى آمادگى است.
در فرهنگ دینى و اسلامى «بسیج» واژه مقدس و از اهمیت فراوانى برخوردار است و در واقع تمام کسانى که به خداوند عشق مىورزند، و در راه او براى اعتلاى کلمه اسلام، و عزت مسلمانان، با دشمنان خداوند، مقابله نظامى، سیاسى، فرهنگى و... مى کنند، عضو بسیج و بسیجى هستند; قرآن مجید مى فرماید: «به زودى خدا گروهى دیگر را مى آورد که آنان را دوست مى دارد و آنان نیز او را دوست دارند. اینان با مؤمنان، فروتن، و بر کافران سرفرازند، در راه خدا جهاد مى کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى ترسند، این فضل خداست. آن را به هر کس که بخواهد مى دهد و خدا گشایشگر داناست». (مائده، 54)
بنابراین، دوستان خدا، مخلصان، صالحان، صابران، پرهیزگاران، مجاهدان و ... بسیجیان هستند.
فرهنگ بسیجى داشتن به این معناست که کارهاى انسان رنگ خدایى داشته و در تمام حالات با خدا و متواضع و فروتن باشد. در چنین فرهنگى، انسان اهل عبادت، ایمان، تقوا، ایثار، شهادت، زهد، ابتکار، تلاش و جهاد در راه خدا، انفاق و... مى شود، و وجود چنین فرهنگى در جامعه اسلامى مى تواند بسیارى از مشکلات و ناهنجارى ها را رفع یا کاهش دهد.
با تکیه بر فرهنگ بسیجى، مى توان به قله هاى رفیع علم و دانش، اخلاق و فضایل رسید و پله هاى کمال را پیمود; قرآن کریم دستور مى دهد که مسلمانان در برابر دشمن بسیج شوند و از آمادگیهاى مختلف از نظر فنون و آموزش هاى نظامى، تلاش در عرصه فرهنگ و گسترش ارزش هاى اخلاقى و انسانى، تقویت دین خدا و اجراى احکام آن، پیروى از ولایت اهل بیت(علیهم السلام)و ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم(علیه السلام) برخوردار شوند; «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِى عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم...;(انفال،60) و هرچه در توان دارید از نیرو و اسب هاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات، دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان ـ که شما نمى شناسیدشان و خدا آنان را مى شناسد ـ بترسانید...».
•پاورقی :
1. ر.ک: معارف و معاریف، سیدمصطفى حسینى دشتى، ج 3، ص 181، چاپ دانش، قم.
2. براى آگاهى ر.ک: سیماى بسیجى، محمدرضا اکبرى، نشر پیام عترت، اصفهان
اربعین، ستون عصاره عترت

امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فى الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم»؛ نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.
مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهای نافله است که جبران کنندهنقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامه نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان رابه معراج می برد.
موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجده بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.
رحلت پیامبر اکرم و شهادت امام حسن (ع) تسلیت باد
سیاه پوش بیست وهشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه می گریم.
مردی از دنیا می رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم هایش، به پایان برساند؛ مردی که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهای سطر پیامبری و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.
مردی از دنیا می رود که آخرت را همچون پنجره ای دیگر بر نگاه های بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند که ساحل نشینان دنیا را روزنه ای هست که می تواند به دریای آخرت برساندشان؛ مردی که دنیا و آخرت را همچون دو چشم در کنارهم، همچون دو بال برای یک پرنده به تصویر کشید؛ مردی که دست های دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.
در سوگ شهادت امام حسن (علیه السلام )
دهانِ هر پنجرهاى كه امروز باز شود، رو به هواى مسموم كینه است و دهان هر غزل كه باز شود، از طعم گس مصیبت حكایت مىكند.
لحظه هاى غریبى است كه دنیا با این همه اندوه، در قاب چشم ها نشسته است.
كجاست مرهمى شفابخش براى زهرى كه در این ثانیه ها رخنه كرده است.
مدینه با نخلهاى دلسوختهاش كه ریشه در آهِ امروز دارند، مرثیهاى مجسم است. چقدر قشنگ گفته اند كه «ماتم ها به اندازه مهربانى آدم ها وسیع می شوند».
اینك نگاه می كنم به سمت كریمانهترین نام و گوش هاى از رنجهاى بی كرانه زمین كه در «بقیع» جمع شده است.
مرواریدهاى كرامت در مدینه رسول، شیفتگی هاى ماندگاری اند كه مجتباى خاندان نبوت بر جا گذاشته است.
كاش خورشیدِ امروز با این عقربكهاى زهردار ساعتها بیدار نمی شدند!
كاش شبانهترین حزن براى آوردن جگرخراشترین صحنه، در نمی زد!
كاش همسر، این همه دشمن نمی شد!
امام در آینه امام

هیچ شکی نیست که اگر معرفت آدمی نسبت به خداوند متعال یا نمایندگان او به هر میزان بیشتر و عمیق تر شود، اطاعت و سرسپردگی او نسبت به دستورات دینی فزونی می یابد و نیز خشنودی درون آدمی از دینداری خود افزایش می یابد.علاوه بر آنکه این افزایش معرفت گره گشای پاره ای از مسائل اعتقادی خواهد بود.
خوشبختانه حدیثی طولانی و با مضامین عالی از حضرت امام رضا (علیه السلام) در جلد اول کتاب اصول کافی، صفحات 198 تا 203، نقل شده است که بیانگر عظمت والای امامت و صفات ارجمند شخص امام است و در ضمن پاسخگوی انحرافی که پس از رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در میان امت اسلام به وقوع پیوست و خود آبشخور انحرافات و ضلالت های بسیاری شد.
در این مقاله فرازهایی از این روایت نورانی را که عبارات و معارف عالی آن آدمی را مطمئن به صدور آن از جانب اهل بیت (علیهم السلام) می کند به نظاره می نشینیم همراه با کمی توضیح.
نمونههايى از اخلاق پيامبر (ص)
در سيره عملى پيامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجوددارد كه هر كدام نشانگر قطرهاى از اقيانوس عظيم حسن خلق آنحضرت است، همان گونه كه خداوند با تعبير «و انك لعلى خلقعظيم; و همانا تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى» به اين مطلباشاره فرموده است.
نظر شما را به چند نمونه از آنها جلبمىكنيم: 1- عدى بن حاتم مىگويد: «هنگامى كه خواهرم سفانه به اسارتسپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گريختم، پس از مدتى خواهرمبا كمال وقار و متانت به شام آمد و مرا در مورد اين كهگريختهام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد، عذرخواهى كردم، پساز چند روزى از او كه بانويى خردمند و هوشيار بود، پرسيدم:«اين مرد (پيامبر اسلام) را چگونه ديدى؟» گفت: «سوگند بهخدا او را رادمردى شكوهمند يافتم، سزاوار است كه به اوبپيوندى كه در اين صورت به جهانى از عزت و عظمت پيوستهاى».
با خود گفتم به راستى كه نظريه صحيح همين است، به عنوان پذيرشاسلام، به مدينه سفر كردم، پيامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا بهمحضرش رسيدم، سلام كردم، جواب سلامم را داد و پرسيد:كيستى؟ عرض كردم عدى بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا بهسوى خانهاش برد، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مىبرد،بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد، اظهار نياز نمود،پيامبر (ص) به مدتى طولانى در آنجا توقف كرد و آن بانو را درمورد تامين نيازهايش راهنمايى فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا اين شخص پادشاه نيست.»
سپس از آن جا گذشتيم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پيامبر (ص) از من استقبال وپذيرايى گرمى نمود، زيراندازى كه از ليف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روى آن بنشين. گفتم: بلكه شما بر آنبنشينيد. فرمود: نه، شما بر آن بنشين، خود آن حضرت بر روىزمين نشست، با خود گفتم: اين نيز نشانه ديگر كه آن حضرت،پادشاه نيست. سپس مطلبى از دينم را كه راز پوشيده بود بيانفرمود، دريافتم كه او بر رازها آگاهى دارد، و فهميدم كهپيامبر مرسل مىباشد، بيانات و پيشگوييها و مهربانىهايش مراشيفتهاش كرده و همانجا مسلمان شدم.»
ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:
" مرگ بر این سلطنت پهلوی"
" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد" "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است" " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"
" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!" " گول نخورید نهضت ما اساسی است"
" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"
" زندگی مصرفی معادل بردگی است"
" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"
" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"
" مرگ بر این سلطنت پر فریب"
" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"
اربعین، ستون عصاره عترت

امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فى الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم»؛ نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.
مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهای نافله است که جبران کنندهنقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامه نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان رابه معراج می برد.
موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجده بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.
رحلت پیامبر اکرم و شهادت امام حسن (ع) تسلیت باد
سیاه پوش بیست وهشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه می گریم.
مردی از دنیا می رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم هایش، به پایان برساند؛ مردی که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهای سطر پیامبری و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.
مردی از دنیا می رود که آخرت را همچون پنجره ای دیگر بر نگاه های بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند که ساحل نشینان دنیا را روزنه ای هست که می تواند به دریای آخرت برساندشان؛ مردی که دنیا و آخرت را همچون دو چشم در کنارهم، همچون دو بال برای یک پرنده به تصویر کشید؛ مردی که دست های دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.
در سوگ شهادت امام حسن (علیه السلام )
دهانِ هر پنجرهاى كه امروز باز شود، رو به هواى مسموم كینه است و دهان هر غزل كه باز شود، از طعم گس مصیبت حكایت مىكند.
لحظه هاى غریبى است كه دنیا با این همه اندوه، در قاب چشم ها نشسته است.
كجاست مرهمى شفابخش براى زهرى كه در این ثانیه ها رخنه كرده است.
مدینه با نخلهاى دلسوختهاش كه ریشه در آهِ امروز دارند، مرثیهاى مجسم است. چقدر قشنگ گفته اند كه «ماتم ها به اندازه مهربانى آدم ها وسیع می شوند».
اینك نگاه می كنم به سمت كریمانهترین نام و گوش هاى از رنجهاى بی كرانه زمین كه در «بقیع» جمع شده است.
مرواریدهاى كرامت در مدینه رسول، شیفتگی هاى ماندگاری اند كه مجتباى خاندان نبوت بر جا گذاشته است.
كاش خورشیدِ امروز با این عقربكهاى زهردار ساعتها بیدار نمی شدند!
كاش شبانهترین حزن براى آوردن جگرخراشترین صحنه، در نمی زد!
كاش همسر، این همه دشمن نمی شد!
امام در آینه امام

هیچ شکی نیست که اگر معرفت آدمی نسبت به خداوند متعال یا نمایندگان او به هر میزان بیشتر و عمیق تر شود، اطاعت و سرسپردگی او نسبت به دستورات دینی فزونی می یابد و نیز خشنودی درون آدمی از دینداری خود افزایش می یابد.علاوه بر آنکه این افزایش معرفت گره گشای پاره ای از مسائل اعتقادی خواهد بود.
خوشبختانه حدیثی طولانی و با مضامین عالی از حضرت امام رضا (علیه السلام) در جلد اول کتاب اصول کافی، صفحات 198 تا 203، نقل شده است که بیانگر عظمت والای امامت و صفات ارجمند شخص امام است و در ضمن پاسخگوی انحرافی که پس از رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در میان امت اسلام به وقوع پیوست و خود آبشخور انحرافات و ضلالت های بسیاری شد.
در این مقاله فرازهایی از این روایت نورانی را که عبارات و معارف عالی آن آدمی را مطمئن به صدور آن از جانب اهل بیت (علیهم السلام) می کند به نظاره می نشینیم همراه با کمی توضیح.
نمونههايى از اخلاق پيامبر (ص)
در سيره عملى پيامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجوددارد كه هر كدام نشانگر قطرهاى از اقيانوس عظيم حسن خلق آنحضرت است، همان گونه كه خداوند با تعبير «و انك لعلى خلقعظيم; و همانا تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى» به اين مطلباشاره فرموده است.
نظر شما را به چند نمونه از آنها جلبمىكنيم: 1- عدى بن حاتم مىگويد: «هنگامى كه خواهرم سفانه به اسارتسپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گريختم، پس از مدتى خواهرمبا كمال وقار و متانت به شام آمد و مرا در مورد اين كهگريختهام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد، عذرخواهى كردم، پساز چند روزى از او كه بانويى خردمند و هوشيار بود، پرسيدم:«اين مرد (پيامبر اسلام) را چگونه ديدى؟» گفت: «سوگند بهخدا او را رادمردى شكوهمند يافتم، سزاوار است كه به اوبپيوندى كه در اين صورت به جهانى از عزت و عظمت پيوستهاى».
با خود گفتم به راستى كه نظريه صحيح همين است، به عنوان پذيرشاسلام، به مدينه سفر كردم، پيامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا بهمحضرش رسيدم، سلام كردم، جواب سلامم را داد و پرسيد:كيستى؟ عرض كردم عدى بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا بهسوى خانهاش برد، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مىبرد،بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد، اظهار نياز نمود،پيامبر (ص) به مدتى طولانى در آنجا توقف كرد و آن بانو را درمورد تامين نيازهايش راهنمايى فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا اين شخص پادشاه نيست.»
سپس از آن جا گذشتيم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پيامبر (ص) از من استقبال وپذيرايى گرمى نمود، زيراندازى كه از ليف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روى آن بنشين. گفتم: بلكه شما بر آنبنشينيد. فرمود: نه، شما بر آن بنشين، خود آن حضرت بر روىزمين نشست، با خود گفتم: اين نيز نشانه ديگر كه آن حضرت،پادشاه نيست. سپس مطلبى از دينم را كه راز پوشيده بود بيانفرمود، دريافتم كه او بر رازها آگاهى دارد، و فهميدم كهپيامبر مرسل مىباشد، بيانات و پيشگوييها و مهربانىهايش مراشيفتهاش كرده و همانجا مسلمان شدم.»


